خرید خانه و ملک در کانادا - 6 (قسمت آخر)
از این به بعد مطالب مهاجرت با چشمان باز را در آدرس زیر هم می نویسم:
واما ادامه بحث مربوط به خرید مسکن در کانادا:
به حداقل رساندن هزینههای مرتبط با وام مسکن
علاوه بر نوع وام که در پست قبلی به طور مفصل شرح داده شد، عوامل موثر بر پرداختهای ماهانه و نیز کل هزینه پرداختی را میتوان در موارد زیر جست:
- نرخ بهره
- دوره توافق (Term)
- دوره استهلاک (Amortization period)
- تناوب پرداختها
نرخ بهره
گمان نمیکنم امروزه کسی با تاثیر نرخ بهره بر میزان پرداختهای ماهانه آشنا نباشد: نرخ بهره پایینتر به معنی پرداخت کمتر در طی زمان بازپرداخت وام و نرخ بهره بالاتر به معنی پرداخت بیشتر در طول زمان باز پرداخت وام است. جدول زیر تاثیر نرخ بهره را برای یک وام 100 هزار دلاری با دوره استهلاک 25 سال را نشان میدهد (با فرض اینکه نرخ بهره در طول دوره استهلاک ثابت است):
|
نرخ بهره |
قسط ماهانه |
|
5 درصد |
581.60 دلار |
|
7 درصد |
700.42 دلار |
|
9 درصد |
827.98 دلار |
همانگونه که ملاحظه میفرمایید تنها 2 درصد اختلاف در نرخ بهره، حداقل 120 دلار اختلاف در پرداختهای ماهانه را سبب میشود. بنابراین بی دلیل نیست در حال حاضر که نرخ بهره به پایین ترین میزان آن رسیده است تقاضا برای دریافت وام مسکن و خرید خانه در کانادا به شدت افزایش یافته و خریداران برای خرید خانههایی عرضه شده در بازار هجوم آوردهاند.
دوره توافق یا Term
موسسات مالی عرضه کننده وامهای مسکن دورههای توافق مختلفی را در اختیار متقاضیان وام قرار میدهند از دوره توافق یا ترم 6 ماه گرفته تا 25 ساله. به عنوان یک قانون کلی در نظر داشته باشید که هر چقدر دوره توافق یا ترم وام تان طولانی تر باشد نرخ بهره وام بیشتر خواهد بود و هر چقدر دوره توافق کوتاهتر باشد نرخ بهره نیز کمتر خواهد بود. متقاضی وام در عین حال که به دنبال نرخ بهره کمتری است مسلما خواهان پذیرش کمترین ریسک ناشی از نوسانات نرخ تورم و نرخ بهره بازار نیز میباشد. بنابراین بهترین دوره توافق برای هرکس با توجه به وضعیت شخصی وی متفاوت است. پیش بینی متقاضی از وضعیت نرخ بهره بازار در آینده و میزان ریسکی که از این لحاظ حاضر است بپذیرد از مهمترین عواملی است که انتخاب بهترین ترم یا دوره توافق را برای وی ممکن میسازد. به مثالهای زیر توجه کنید:
- اگر قصد دارید خانهای که میخرید را در آینده نزدیک بفروشید بدون آنکه قصد خرید خانه دیگری داشته باشید، بهترین انتخاب برای شما وامی با ترم کوتاه است.
- چنانچه معتقدید نرخ بهره در پایینترین حد ممکن است و احتمال اینکه پایینتر برود وجود ندارد شاید بهتر باشد که وامی با دوره توافق یا ترم بلند مدت را انتخاب کنید. اگر نرخ بهره بالاست و امیدوارید این نرخ در آینده کمتر شود بهتر طبیعتا وامی با ترم کوتاهتر برایتان مناسب تر است.
- اگر در حال خرید اولین خانه خود هستید و درآمدتان محدود بوده و نیز انتظار افزایش قابل توجه درآمد خود در آینده را ندارید ممکن است ریسک کمتر وامی با دوره توافق بلند مدت را ترجیح دهید. در این صورت راحت تر میتوانید هزینههای ماهانه خود را مدیریت کنید.
برای انتخاب ترم مناسب خود میتوانید از فهرست ارزیابی زیر که در برخی منابع ارائه شده است نیز استفاده کنید. سوالات موجود در فهرست زیر را بخوانید و پس از پاسخ دادن به سوالات امتیازات اختصاص داده شده به پاسخهای خود را باهم جمع بزنید و دوره توافق مناسب خود را با مراجعه به تفسیر تست انتخاب کنید.
اگر اقساط پرداختی وام در زمان تجدید توافق وام تا 20 درصد افزایش یابد:
• امکان پرداخت اقساط را نخواهم داشت ( 1 امتیاز)
• با مشکل جدی مواجه میشوم ( 2 امتیاز)
• با مشکل مواجه میشوم (3 امتیاز)
• با مشکل جدی مواجه نمیشوم ( 4 امتیاز)
• مشکلی نیست ( 5 امتیاز)
تا چه حد نگران تغییر نرخ روز بهره هستید؟
• اغلب مواقع نگرانم ( 1 امتیاز)
• این موضوع برایم مهم است ( 2 امتیاز)
• برخی مواقع نگرانم ( 3 امتیاز)
• اهمیت ندارد (4 امتیاز)
• هیچ وقت نگران این موضوع نیستم ( 5 امتیاز)
پیش بینی میکنید که نرخ بهره در سال آینده چه تغییری کند؟
• به میزان بسیار زیادی افزایش مییابد ( 1 امتیاز)
• افزایش قابل توجهی خواهد یافت ( 2 امتیاز)
• به میزان ناچیزی افزایش مییابد ( 3 امتیاز)
• تغییری نخواهد کرد ( 4 امتیاز)
• کاهش خواهد یافت ( 5 امتیاز)
تفسیر :
|
جمع امتیاز |
تفسیر |
|
3 تا 6 |
وامی با نرخ بهره ثابت و دوره توافق طولانی (4 تا 25 سال) برایتان مناسب است |
|
7 تا 9 |
وامی با نرخ بهره ثابت و دوره توافق متوسط (یک، دو، یا سه ساله) برایتان مناسب است |
|
10 تا 12 |
یک وام شش ماهۀ باز یا وام شش ماهه قابل تبدیدل (six-month convertible) برای شما مناسب است |
|
13 تا 15 |
یک وام با نرخ بهره متغییر (variable-rate) برایتان مناسب است |
دوره استهلاک وام
دوره استهلاک وامها یا amortization period (مدت زمان بازپرداخت کل وام) متغیر است ولی به طور معمول دوره استهلاک وامهای مسکن از 15 سال تا 20 یا 25 سال است. شاید لازم به ذکر نباشد که میزان کل بهرهای که بابت وام دریافتی میپردازید با طول دوره استهلاک رابطه مستقیم و میزان اقساط ماهانه با طول دوره استهلاک رابطه معکوس دارد: هر چقدر دوره استهلاک وام طولانی تر باشد اقساط ماهیانه کمتری میپردازید ولی در مجموع بهره بیشتری باید پرداخت کنید. بنابراین انتخاب دوره استهلاک مناسب نیز از اهمیت زیادی برخوردار است و البته در این مورد نیز هر کسی باید با توجه به وضعیت شخصی اش تصمیم مناسب را بگیرد.
جدول زیر مقایسه صورت گرفته بین اقساط ماهانه و میزان کل بهره برای وامی به مبلغ 100 هزار دلار را با دورههای استهلاک 15، 20، و 25 سال و نرخ های متفاوت بهره خلاصه کرده است )با فرض اینکه نرخ بهره در طول دوره استهلاک ثابت است).
|
دوره استهلاک : 25 سال |
|||
|
نرخ بهره |
قسط ماهانه |
کل بهره پرداختی |
میزان کل بازپرداخت |
|
5 درصد |
$581.60 |
$74,480 |
$174,480 |
|
7 درصد |
$700.42 |
$110,126 |
$210,126 |
|
9 درصد |
$827.98 |
$148,398 |
$248,398 |
|
دوره استهلاک : 20 سال |
|||
|
5 درصد |
$657.13 |
$57,711 |
157,711$ |
|
7 درصد |
$769.31 |
$84,634 |
$184,634 |
|
9 درصد |
$889.19 |
$113,405 |
$213,405 |
|
دوره استهلاک : 15 سال |
|||
|
5 درصد |
$788.12 |
$41,861 |
$141,861 |
|
7 درصد |
$893.25 |
$60,785 |
$160785 |
|
9 درصد |
1004.52 |
80,813 |
$180,813 |
همانگونه که در مثال فوق ملاحظه میفرمایید گیرنده وامی 100 هزاردلاری با نرخ بهره 9 درصد میتواند با کاهش دوره استهلاک از 25 سال به 15 سال (درصورتی که توان پرداخت اقساط ماهانه بیشتر را داشته باشد) بهره کمتری پرداخته و در مجموع بیش از 67 هزار دلار صرفه جویی کند!
ادامه مطلبخرید خانه و ملک در کانادا - 5
قبل از شروع بحث از تاخیری که به علت گرفتاری های شغلی در ارسال سری مطالب مربوط به خرید خانه در کانادا پیش آمد از تمامی دوستان و خوانندگان عزیز وبلاگ عذر خواهی می کنم.
در ضمن از گردانندگان وب سایت هایی که مطالب این وبلاگ یا مطالب وب سایت شخصی اینجانب را بدون کسب اجازه و بدون ذکر منبع کپی کرده و منتشر می کنند نیز تقاضا می کنم حداقل نام منبع را ذکر نمایند.
و اما ادامه موضوع خرید خانه در کانادا:
اصطلاحات مربوط به وام مسکن در کانادا
پشت عبارت دو کلمهای "وام مسکن" یا "mortgage" یک دنیا مطلب خوابیده به طوری که در کانادا عدهای به عنوان "کارگزار وام" یا "mortgage broker" مشغول به کار هستند و کارشون اینه که با توجه به شرایط شما بهترین گزینه و کم هزینه ترین گزینه وام رو برای شما پیدا کرده و به شما پیشنهاد کنند. برای شناخت گزینه های مختلفی که برای دریافت وام مسکن در اختیار دارید و انتخاب بهترین گزینه قبل از هر چیز باید با اصطلاحات و واژههای متداول در این زمینه آشنا شوید:
- اصل وام (Principal): در واقع کل پولی است که از بانک به صورت وام دریافت میکنید و معمولاعبارتست از قیمت خرید منزل منهای پیش پرداخت نقدی.
- بهره (Interest): مبلغی که علاوه بر اصل وام باید در طی زمان به بانک یا موسسه وام دهنده بپردازید.
- دوره استهلاک وام (Amortization period): تعداد سالهایی که وام بر اساس آن قسط بندی میشود و در طی آن باید اصل و بهره وام را بپردازید. در حال حاضر این دوره معمولا عددی بین 15 تا 30 سال است.
- دوره توافق (Term): این دوره نباید با دوره استهلاک اشتباه گرفته شود. دوره توافق یا ترم وام عبارتست از مدت زمانی که توافقنامه وام آن را پوشش می دهد و ممکن است از شش ماه تا 10 سال باشد. به بیان دیگر در هنگام گرفتن وام مسکن با شرکت یا موسسه وام دهنده بر سر شرایط وام همچون نوع وام (باز یا بسته، وام با بهره ثابت یا متغیر)، مدت زمان پرداخت، نحوه پرداخت (ماهانه، هفتگی، دو هفته یکبار، ...)، درصد بهره و...در قالب یک توافقنامه با مدت معین به توافق میرسید. وقتی دوره ای از پرداخت یا درواقع یک ترم وام به اتمام میرسد، شما میتوانید با توجه به نرخ روز بهره در بازار، شرایط وام خود را با موسسه فعلی تمدید نمایید یا با موسسه یا بانک دیگری با شرایط بهتر در مورد ترم جدید به توافق برسید. همچنین می توانید کل بدهی باقیمانده را یکجا بدون هیچگونه محدودیت و جریمه ای پس از پایان یک دوره یا ترم وام بپردزید. اگر بخواهید شرایط توافقنامه فعلی را قبل از پایان ترم تغییر دهید معمولا باید جریمه ای به وام دهنده بپردازید (البته پرداخت جریمه نیز به مفاد توافق شما با وام دهنده و نوع وام بستگی دارد و اگر در توافقنامه تغییر شرایط وام بدون پرداخت جریمه قید شده باشد جریمهای دریافت نمی شود).
- ارزش ملک (Equity): عبارتست از مبلغ وامی که برای خرید منزل دریافت شده است منهای ارزش ملک در بازار.
- برنامه باز پرداخت (Payment Schedule): در واقع زمانبندی پرداخت اقساط وام را مشخص میکند. گزینههایی که معمولا در اختیار وام گیرنده قرار دارد عبارتند از : پرداخت یک قسط در ماه، پرداخت دو قسط در یک ماه، هر دو هفته یک قسط، و یا هر هفته یک قسط.
وام باز یا بسته (“open” or “closed”)
وامهای مسکن در کانادا میتوانند open و یا closed باشند. وام open وامی است که گیرنده آن میتواند بیش از میزان اقساط تعیین شده نیز آن را باز پرداخت کند. بنابراین اگر وام open بگیرید میتوانید هر زمان که امکان مالی آن را داشته باشید کل باقیمانده وام یا مبالغی بیش از اقساط تعیین شده را باز پرداخت نمایید و وام خود را زودتر از موعد تسویه نموده و بدین ترتیب با کوتاه کردن دوره بازپرداخت وام بهره کمتری بپردازید. میزان بهره نیز معمولا در وامهای باز برای یک دوره یا ترم معین ثابت نشده است و وام گیرنده میتواند هر زمانی که بخواهد بدون نیاز به پرداخت جریمه در مورد درصد بهره وام با موسسه وام دهنده مذاکره کند و بهره جدیدی را با توجه به نرخ روز بهره در بازار برای وام خویش تنظیم نماید.
اما در وام بسته یا closed وام گیرنده نمیتواند بیش از مبلغ توافق شده در ترم بپردازد و نرخ بهره نیز در این نوع وام معمولا از طرف وام دهنده در طول زمان یک ترم (مثلا 5 سال) درصدی ثابت یا فیکس تعیین میشود و وام گیرنده اگر بخواهد این نرخ بهره را قبل از اتمام دوره توافق (قبل از اتمام ترم) تغییر دهد باید بابت آن جریمه بپردازد (میزان جریمه بسته به قرارداد وام دهنده و وام گیرنده متفاوت است).
نرخ بهره وام باز معمولا بالاتر از نرخ بهره وامهای بسته است و این بهایی است که گیرندگان وامهای باز در قبال انعطاف بالاتر این نوع وام میپردازند. برای تصمیم گیری در مورد انتخاب نوع وام (بسته یا باز) بهتر است با یکی از کارگزاران با تجربه وام که در این زمینه تخصص دارند مشورت کنید ولی به عنوان یک قانون کلی اگر پیش بینی میکنید در آیندهای نه چندان دور درآمدتان افزایش قابل ملاحظهای خواهد یافت یا پول قابل ملاحظهای مثلا از بیزنس تازه تاسیس خود یا از فروش دارایی خود در ایران یا هر منبع دیگری به دست خواهید آورد به نحوی که قادر خواهید بود بیش از اقساط تعیین شده به بانک پول بپردازید و یا حتی کل بدهی باقیمانده را به طور یکجا به بانک بپردازید و زودتر وام خود را باز پرداخت نمایید و یا اگر قصد دارید در آیندهای نه چندان دور منزلی که خریداری کردهاید را فروخته و به مکان جدیدی نقل مکان کنید یا اگر پیش بینی میکنید که نرخ بهره در بازار در سالهای پیش رو روندی نزولی خواهد داشت، انتخاب وام باز یا open توصیه میشود؛ اما اگر قصد ندارید تا چندین سال منزل خود را به فروش برسانید و نقل مکان کنید و یا اگر پیش بینی میکنید نرخ بهره در سالهای آتی روندی افزایشی خواهد داشت و یا اگر افزایش قابل ملاحظهای در درآمد خود در آینده نزدیک را پیش بینی نمیکنید، انتخاب وام بسته گزینه مطمئن تری برایتان خواهد بود.
وام با نرخ بهره ثابت (fixed-rate) و نرخ بهره متغیر (variable-rate)
در وام های با نرخ بهره ثابت، میزان بهره در طول مدت ترم یا دوره توافق ثابت بوده و به میزان مشخصی تعیین شده است و اصطلاحا برای دوره مذکور میزان بهره توسط موسسه دهنده وام فیکس شده است. بنابراین با انتخاب این نوع وام نمیتوانید درصورتی که قبل از پایان ترم نرخ بهره بازار کاهش قابل ملاحظهای بکند، با موسسه وام دهنده در مورد تغییر نرخ بهره وام خود مذاکره کنید و آن را کاهش دهید (البته با توجه به قرارداد ممکن است در این نوع وام هم امکان این کار به وام گیرنده داده شود ولی جریمهای که برای تغییر نرخ بهره تعیین میشود معمولا بالاتر از آن است که این تغییر را توجیه نماید). این نوع وام میتواند open یا closed باشد.
وامهای با نرخ بهره متغیر یا variable-rate mortgage، درصد بهره یا سود برای دوره کوتاه تری (مثلا یک سال یا دو سال) ثابت بوده و گیرنده وام این اختیار را دارد که با توجه به نرخ روز بهره در بازار در مورد بهره وام خود با بانک یا موسسه وام دهنده مذاکره کند (یا به عبارتی چانه بزند). اما در عوض نرخ بهره این نوع وام از وام ثابت (اگر دو وام را در یک مقطع از زمان مقایسه کنیم) بالاتر است. علاوه بر انعطاف در تعیین نرخ بهره معمولا این نوع وام را میتوان در هر زمانی به وام با نرخ بهره ثابت تغییر داد (اصطلاحا وامهای قابل تغییر را convertible مینامند).
حال که تا حدود زیادی با اصطلاحات دنیای وام مسکن در کانادا آشنا شدید میتوان در مورد به حداقل رساندن هزینه وام به گفتگو نشست که این موضوع در پست بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت.
انتشار کتاب راهنمای جامع زندگی و کار در کانادا
بالاخره کتابی که در مورد زندگی و کار در کانادا ترجمه کرده بودم منتشر شد. اگر تهران هستید این کتاب رو می تونید از کتابفروشی های جلوی دانشگاه تهران تهیه کنید اگر هم تورنتو زندگی می کنید با تماس با دفتر من می تونید اون رو تهیه کنید. اطلاعات بیشتر در مورد کتاب رو هم می تونید اینجا مطالعه کنید.
خرید خانه و ملک در کانادا - 4
ارائه پیشنهاد خرید
ارائه پیشنهاد خرید یا Offer to Purchase گام بعدی پس از یافتن خانه مورد نظر است. این پیشنهاد در واقع سند حقوقی مهمی است که باید در تهیه آن دقت کنید. اگر از خدمات یک واسطه معاملات ملکی استفاده میکنید وی میتواند در تهیه پیشنهاد خرید راهنمایی و کمک تان کند؛ در غیر اینصورت توصیه میشود از خدمات یک وکیل استفاده کنید.حتما تمام موارد درج شده در پیشنهاد را به دقت بخوانید و هر موردی را که متوجه نمیشوید از وکیل یا واسطه معاملات ملکی بخواهید برایتان توضیح دهد. پیشنهاد خریدی که تهیه کرده و به فروشنده ارائه می کنید احتمالا موارد زیر را در بر خواهد گرفت:
- قیمت پیشنهادی خانه
- مبلغ پیش پرداخت
- مبلغ ودیعه و شرایط مربوط به آن (معمول است که خریدار برای نشان دادن حسن نیت و جدیت خود در خرید، مبلغی را به عنوان ودیعه به همراه پیشنهاد ارائه کند)
- لیست و مشخصات تمام مواردی که خرید را شامل شده و همراه با خانه به خریدار تحویل داده میشود (از یخچال و اجاق گاز و وسایل آشپزخانه گرفته تا موکت و پرده و تزیینات و جزییات دیگر)
- تاریخ تحویل منزل (closing day) که معمولا 30 تا 60 روز از زمان تاریخ امضای قرارداد است
- جزییات کاملی از مسائل وشرایط مربوط به وام مسکن فروشنده (اگر هنوز پرداخت نشده است) و مسائل مربوط به وام شما
- هرنوع شرطی که انجام معامله منوط به برقرار بودن آن است (برای مثال گزارش رضایت بخش بازرسی خانه یا پذیرش درخواست وام یا فروش خانهای که در حال حاضر مالک آن هستید و ...)
- هرنوع نوسازی، تعمیر، یا تغییری که فروشنده متعهد میشود تا زمان تحویل خانه به انجام برساند
- مدت زمان اعتبار پیشنهاد که میتواند از چند ساعت تا یک یا دو هفته باشد
لیست فوق کامل نیست و با توجه به شرایط خریدار و فروشنده ممکن است موارد بیشتر یا کمتری را شامل شود.
بهترین قیمتی که میتوانید پیشنهاد دهید به عوامل بسیاری از جمله تعداد خانههایی که در بازار به طور کلی و در محله مورد نظر شما به طور خاص به فروش گذاشته شدهاند (میزان عرضه)، تعداد کسانی که در بازار به دنبال خرید ملک هستند (میزان تقاضای بازار)، قیمت درخواست شده برای سایر خانههای مشابه در محل، قیمت خانههای مشابهای که اخیرا در محل به فروش رفتهاند، ویژگی های خاص خانه مانند داشتن استخر یا شومینه، مصالح بکار رفته، تعدا سرویس های بهداشتی و ...، وضعیت کلی خانه و منطقهای که خانه در آن واقع شده است از جمله دوری یا نزدیکی به مدارس و مراکز خرید، و نهایتا میزان فوریت نیاز شما به خانه یا میزان فوریت نیاز فروشنده به پول. اکثر فروشندگان به طور معمول کمی بالاتر از قیمت واقعی ملک خود را درخواست میکنند بنابراین همیشه برای چانه زدن آماده باشید ولی در نظر داشته باشید که امکان رد شدن پیشنهادی که بیش از حد کمتر از قیمت درخواست شده است نیز همیشه وجود دارد.
دریافت وام مسکن
بسیاری از افراد برای خرید خانه از تسهیلات مالی بانکها و موسسات مالی استفاده میکنند. توصیه میشود قبل از هر کاری از بانک یا دلال وام خود بخواهید شرایط شما را بررسی کرده و یک موافقت اولیه (pre-approval) در مورد میزان وامی که واجد شرایط آن هستید را صادر کنند. بانک یا موسسه وام دهنده در این pre-approval مشخص میکند که حاضر است تا چه مبلغی و با چه شرایطی به شما وام بدهد. موافقت اولیه وام تا 90 روز اعتبار دارد و شما را ملزم به گرفتن وام از موسسهای که آن را صادر کرده است نمیکند به عبارت دیگر با داشتن موافقت اولیه همچنان میتوانید شرایط موسسات مالی دیگر را بررسی کرده و اگر مورد بهتری موجود بود وام خود را از آن موسسه بگیرید. با داشتن pre-approval میدانید که چه میزان بودجه در اختیار دارید و باید به دنبال چه نوع منزلی بگردید. به عبارت دیگر دامنه جستجوی شما را محدود تر میشود و بنابراین راحت تر و در زمان کوتاه تری میتوانید خانه مطلوب خود را بیابید.
در شرایط معمولی تنها تا حداکثر 80 درصد قیمت یک خانه را میتوان وام گرفت و خریدار باید 20 درصد قیمت نقداً و به عنوان پیش پرداخت (down payment) بپردازد. همانطور که قبلا اشاره شد اگر قادر به پرداخت 20 درصد قیمت خانه نیستید میتوانید با بیمه کردن وام خود (گرفتن mortgage loan insurance از موسساتی مثل CMHC) میزان پیش پرداخت را تا 5 درصد قیمت ملک پایین بیاورید که البته برای خرید بیمه باید هزینهای را متحمل شوید (هر چند CMHC مدعی است که نرخ بهره مناسب و پایینی که عرضه میکند جبران کننده هزینه خرید بیمه است).
علاوه بر تهیه پیش پرداخت، برای گرفتن وام مسکن باید سابقه اعتباری یا credit history خوبی نیز داشته باشید. بنابراین به عنوان یک مهاجر تازه وارد از اولین روزی که به کانادا وارد میشوید باید به فکر ساختن یک سابقه اعتباری مناسب باشید. زیرا بدون داشتن سابقه اعتباری مناسب عملا امکان استفاده از تسهیلات مالی در دسترس یا فرصتهای بیزنسی مناسب را نخواهید داشت. برای ساختن یک سابقه اعتباری خوب نکات زیر را مد نظر قرار دهید:
- در اولین فرصت یک حساب بانکی باز کرده و گردش مناسبی را در آن ایجاد کنید (هر چند وقت یکبار به آن پول واریز کرده و از آن برداشت کنید)
- تمام قبضها یا به اصطلاح bill ها را سر وقت و به موقع پرداخت کنید و اجازه ندهید موعد پرداخت آنها هیچ یک از آنها بگذرد
- برای دریافت کردیت کارت اقدام کنید و پس از دریافت آن سعی کنید از آن استفاده کرده و بدهی آن را به موقع پرداخت کنید
- پس از مدتی برای دریافت وامهای کوچک از بانک خود اقدام کنید و وام های مذکور را در مدت زمان مناسب و معقولی تسویه کنید و نشان دهید که متعهد به پرداخت وامهای دریافتی هستید
- حتی المقدور کارفرمای خود را عوض نکنید و برای مدت طولانی برای یک کارفرما کار کنید. شغل خود را مرتب عوض نکنید
- بیش از حد کارت اعتباری از بانک ها یا فروشگاههای مختلف نگیرید. معمولا بانکها هنگام ارزیابی متقاضی وام، مجموع میزان اعتبار کارتهای اعتباری وی را همچون بدهیهای بالقوه متقاضی در نظر میگیرند و بالا بودن این میزان امتیازی منفی محسوب میگردد
در پست بعدی اصطلاحات مربوط به وام و راههای به حداقل رساندن اقساط ماهیانه مورد بحث قرار خواهد گرفت.
خرید خانه و ملک در کانادا - 3
آیا واجد شرایط دریافت وام هستید؟
موسساتی که وام مسکن را در اختیار متقاضی قرار میدهند معمولا با استفاده از یکی از دو معیار پذیرفته شدهای که در ادامه شرح داده میشود واجد شرایط بودن متقاضی یا متقاضیان (زوجین) را بررسی میکنند. این دو معیار عبارتند از:
• GDS یا Gross Debt Service ratio، و
• TDS یا Total Debt Service ratio
معیار GDS در واقع کل هزینههای ماهانه مرتبط به مالکیت خانه (قسط ماهیانه وام مسکن+هزینه utilities + مالیات ملک) را با درآمد ناخالص ماهیانه خانواده (در آمد پیش از کسورات مالیاتی) مقایسه میکند که حاصل نباید از 32 درصد بیشتر باشد.
![]()
برای مثال خانوادهای که سالانه 48000 دلار درآمد ناخالص دارد (4000 دلار در ماه) و قصد خرید خانهای را دارد که باید ماهانه بابت قسط وام دریافتی 660 دلار، بابت utilities در حدود 200 دلار و بابت مالیات ملک 220 دلار پرداخت کند، با توجه به اینکه معیار GDS خانواده 27 درصد و در واقع کمتر از 32 درصد است واجد شرایط دریافت وام مورد نظر تشخیص داده میشود.
معیار TDS نسبت کلیه بدهیهای ماهانه خانواده (قسط وام مسکن + مالیات ملک + قسط وام اتومبیل+کردیت کارتها+ utilities+ ...) را به درآمد ناخالص ماهیانه خانواده محاسبه میکند که این معیار نباید بیشتر از 40 درصد باشد.
پیش از آنکه برای دریافت وام مسکن اقدام کنید باید منزل مناسب خود را بیابید که در این زمینه میتوانید از خدمات دلالان معاملات ملکی کمک بگیرید یا با پیمانکاران و شرکتهای ساخت و ساز (اگر قصد خرید منزلی نوساز دارید) تماس بگیرید. انواع خانه در کانادا در بخش بعد شرح داده شده است.
انواع خانه در کانادا
- کاندومینیوم (Condominium): کاندومینیومها (کاندو نیز نامیده میشوند) معمولا واحدها یا آپارتمانهای مستقلی هستند که در ساختمانهای بلند (و گاهی آسمانخراشها) واقع شدهاند. ایده از این قرار است که هر کس مالک آپارتمان و یونیت خود است اما مالکان یونیتها باید هر ماه مبلغی را به شرکت کاندو به منظور تعمیر و نگهداری ساختمان و مشاعات بپردازند. کاندوها برای کسانی که قصد دارند برای اولین بار در کانادا خانه بخرند از جذابیت بیشتری نسبت به خانههای مجزا یا نیمه مجزا دارند زیرا از قیمت پایین تری برخوردارند. البته فراموش نکنید که خانههای مجزا یا نیمه مجزا را در هنگام فروش راحت تر از کاندوها میتوان فروخت. برای اطلاعات بیشتر در مورد خرید کاندومینیوم به اینجا مراجعه کنید.

- تاون هاوس (Townhouse) :تاون هاوسها در واقع یک سری خانه هستند که در کنار هم ردیف شدهاند (میتوان آنها را آپارتمانهایی نامید که بجای گسترش عمودی به صورت افقی رشد کردهاند!). هر واحد ورودی مجزا دارد ولی دیوار مشترکی با واحد قبلی یا واحد بعدی و یا هر دو دارد. معمولا واحدهایی که در انتها یا ابتدای ردیف قرار گرفته اند و تنها یک دیوار مشترک دارند از قیمت بالاتری نسبت به واحدهای میانی برخوردارند.

- بانگلو (Bungalow): بانگلوها خانههایی را میگویند که یک طبقه هستند. اگر چه بانگلوها یک طبقه هستند ولی اغلب زیر زمین یا بیسمنت (basement) نیز دارند.

- نیمه مجزا (Semi-detached): این خانهها دارای زمین مستقل و ورودی جداگانه هستند ولی دو به دو به هم چسبیدهاند و هر دو واحد یک دیوار مشترک دارند. هر کدام از مالکان مسئول ملک متعلق به خود است.

- مجزا (Detached/Single): خانه مجزا دارای زمین، ورودی مجزا، و پارکینگ یا پارکینگهای مستقل بوده و هیچ نوع اشتراکی در هیچ شکلی با خانه دیگری ندارند. خانههای مجزا که گرانترین نوع از انواع خانه در کانادا هستند میتوانند دو تا چند طبقه باشند. خانه مجزای یک طبقه را بانگلو نیز مینامند.

- دوبلکس (Triplex/Duplex): خانههای دوبلکس یا سوبلکس از بیرون به یک خانه مستقل شبیهاند ولی به گونهای ساخته شدهاند که هر طبقه حکم واحدی مستقل را دارد که میتوان آن را اجاره داد.
پست ها قبلی مرتبط: خرید خانه و ملک در کانادا - 1، خرید خانه و ملک در کانادا - 2
ممنوعیت استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی
از دیروز انتاریو هم به جمع نواحی و ایالت هایی از کانادا پیوست که استفاده از تلفن همراه حین رانندگی رو ممنوع کردن. کل خبر رو می تونید اینجا بخونید.
خرید خانه و ملک در کانادا -2
هزینههای ماهانه
علاوه بر مخارج اولیه مورد بحث در پست قبل، خریدار خانه باید هزینههای ماهانهای که متعهد پرداخت آنها میشود را نیز در نظر بگیرد.
بزرگترین و مهمترین بخش از این پرداختها را قسط ماهیانه وام خرید خانه تشکیل میدهد که میزان آن بنابر مبلغ وام دریافتی و فاکتورهای متعدد دیگری که در ادامه مورد بررسی قرار خواهند گرفت، متفاوت است.
سایر هزینههای ماهانهای که مالک خانه باید علاوه بر اقساط وام مسکن بپردازد عبارتند از:
- مالیات ملک. این مالیات همانگونه که در یکی از پستهای قبلی این وبلاگ مورد اشاره قرار گرفت با توجه به قیمت ارزیابی شده ملک و توسط شهرداری اداره کننده امور شهری ناحیهای که ملک در آن واقع شده است محاسبه میشود و به طور متوسط معادل 1 تا 5/1 درصد ارزش ملک است. مالیات ملک معمولا سالانه محاسبه و با ارسال دو قبض در سال (هر شش ماه یکبار) مورد مطالبه قرار میگیرد. برای پرداخت مالیات دو روش وجود دارد: مالک میتواند مبلغ مورد نظر را مستقیما به حساب شهرداری واریز نماید که در این صورت ممکن است موسسه وام دهنده از مالک بخواهد هر چند وقت یکبار سند پرداخت مالیات را ارائه کند. یا اینکه به صورت ماهانه و همراه با اقساط وام پرداخت شود که بانک یا موسسه وام دهنده بخشی از پرداختهای ماهانه که به مالیات ملک مربوط میشود را در حساب جداگانهای (که ممکن است به آن بهره نیز تعلق بگیرد) نگه داشته و در زمان مقرر به حساب شهرداری واریز مینماید.
- مالیات مدرسه. در برخی از مناطق شهرداری، مالیات مدرسه در مالیات ملک ادغام شده است و مالیات جداگانهای تحت عنوان مالیات مدرسه از مالکان دریافت نمیشود. اما در برخی دیگر از مناطق این مالیات به صورت جداگانه و تحت نام مالیات مدرسه دریافت میشود.
- Utilities. مالک متعهد پرداخت کلیه هزینههای مصرفی مرتبط با برق، گاز، آب، تلفن، اینترنت و تلویزیون کابلی است. این اقلام را اصطلاحا utilities مینامند که با توجه به سایز منزل، ایالت محل سکونت، و میزان مصرف ساکنین میتواند از ماهانه در حدود 200 دلار تا 1200 دلار یا حتی بیشتر متغییر باشد.
- شارژ ماهیانه کاندومینیومها. اگر به جای خانه مستقل یک واحد کاندومینیوم یا تاون هاوس (انواع خانه های کانادا در ادامه شرح داده خواهند شد) بخرید، معمولا باید هزینهای را بابت تعمیر و نگهداری نمای بیرونی و مشاعات مجموعه پرداخت کنید. این شارژ ماهیانه در مواردی ممکن است تمام یا بخشی از utilities را نیز پوشش دهد. میزان شارژ و مواردی که تحت پوشش قرار گرفته میشود توسط هیئت مدیره کاندومینیوم یا تاون هاوسی که واحد خریداری شده در آن واقع شده است تعیین میگردد.
- هزینه تعمیر، نگهداری، و نوسازی ملک. به عنوان مالک خانه متعهد پرداخت هزینههای مورد لزوم برای تعمیر، نگهداری، و یا نوسازی ملک (مواردی مانند نقاشی نما یا داخل خانه، تعمیرات سقف منزل، تعمیرات برقی و لوله کشی و شیرآلات، تعمیر و برف روبی پیاده روها، گلکاری و زدن چمن و ...) نیز هستید. تعمیر و نگهداری مناسب و مستمر ملک باعث حفظ ارزش ملک در بازار شده .و نوسازی آن افزایش ارزش ملک را به دنبال دارد.
در مطالب بعدی شرایط دریافت وام مسکن مورد بررسی قرار خواهد گرفت
خرید خانه و ملک در کانادا - 1
در سری مطالبی که امروز اولین بخش آن پست می شود سعی میکنم اطلاعاتی در مورد نحوه خرید خانه در کانادا را در اختیار مهاجران تازه وارد قرار دهم که امیدوارم مفید واقع شود.
خرید خانه شاید مهمترین و بزرگترین خرید یک خانواده کانادایی است که میتواند تجربهای هیجانانگیز و دلپذیر و در عین حال چالشزا باشد. قبل از آنکه تصمیم به خرید خانه بگیرید لازم است تصویری شفاف و واقعی از توانایی مالی خود و نیز کلیه هزینههای آشکار و پنهان مرتبط با این خرید داشته باشید. به طور کلی مخارج و هزینههای مرتبط با خرید خانه (با استفاده از وام بانکی) را می توان به چهار دسته به قرار زیر تقسیم کرد:
مخارج اولیه
- پیش پرداخت لازم برای دریافت وام مسکن
- هزینه های مازاد بر قیمت خانه (closing costs) مثل هزینه بارزسی ملک، هزینه ارزیاب، هزینه بیمه وام، حق الزحمه واسطه وام و کمیسیون وکیل، و ...
پرداختهای ماهانه
- اقساط وام مسکن
- سایر هزینه ها مانند مالیات ملک، مالیات مدرسه، هزینه آب و برق و گاز، هزینه تعمیر، نگهداری، و نوسازی ملک
اجازه دهید در ابتدا نگاهی دقیقتر به هریک از موارد فوق داشته باشیم.
مخارج اولیه
از آنجا که اکثر خریداران مسکن با استفاده از تسهیلات و وام بانکی اقدام به خرید خانه میکنند و تعداد کسانی که با پول نقد خانه دلخواه خود را خریداری میکنند بسیار معدود است، یکی از اولین گامهای خرید خانه در کانادا را میتوان اقدام برای دریافت وام بانکی (mortgage) دانست. میزان وام بانکی مورد تقاضا عبارتست از قیمت خانهای که برای خرید انتخاب کردهاید منهای میزان پیش پرداخت.
پیش پرداخت یا down payment بخشی از قیمت ملک است که خریدار آن را به صورت نقد و نه به صورت وام پرداخت میکند. یکی از شرایط دریافت وام مسکن توانایی پرداخت حداقل 25 درصد قیمت خانه به صورت پیش پرداخت است. اما تحت شرایطی ممکن است با پرداخت حتی 5 درصد قیمت یک ملک نیز واجد شرایط دریافت وام تشخیص داده شوید که جزییات شرایط مذکور در ادامه شرح داده خواهد شد.
هنگام تصمیم گیری در مورد میزان پیش پرداخت در نظر داشته باشید که پیش پرداخت بالاتر به معنی میزان وام کمتر و پرداخت بهره کمتر است که در بلند مدت میتواند صرفه جویی مالی زیادی را در بر داشته باشد. اما اگر توانایی آن را ندارید که میزان پیش پرداخت را زیاد کنید روشهای دیگری نیز وجود دارد که میتواند باعث کاهش هزینه وام شود که در ادامه این روشها نیز مورد اشاره قرار خواهند گرفت. برای اینکه تصویری ملموستر از میزان صرفه جویی حاصل از ارائه پیش پرداخت بیشتر (دریافت وام کمتر و در واقع پرداخت بهره کمتر) داشته باشید میتوانید به جدول زیر مراجعه کنید که بر پایه دریافت یک وام یکصد هزار دلاری 30 ساله، با فرض متوسط بهره 6 درصد محاسبه شده است:
| میزان پیش پرداخت | میزان وام | کل بهره پرداختی طی 30 سال |
| 5 درصد (5000 دلار) |
95,000 دلار |
108,423 دلار |
|
10 درصد (10,000 دلار) |
90,000 دلار |
102,716 دلار |
|
25 درصد (25,000 دلار) |
75,000 دلار |
85,600 دلا |
برای مخارج مازاد بر قیمت خانه (closing costs) باید حداقل 2 درصد (اگر خانه نو میخرید) تا 3 و یا حتی در مواردی 4 درصد قیمت خانه مورد معامله را در نظر بگیرید. برخی از این مخارج که آنها را تحت گروه مخارج اولیه دسته بندی کردهایم عبارتند از:
- کمیسیون وکیل (وکیل خریدار) یا همان دلال معاملات ملکی که در خرید و گاها دریافت وام به نمایندگی از شما عمل میکند. این هزینه ممکن است به طور قابل ملاحظهای متفاوت باشد بنابراین هنگام استخدام وکیل هزینه ها را بپرسید و قیمتها و خدمات را با هم مقایسه کنید.
- هزینه بازرسی منزل. توصیه میشود که هنگام ارائه پیشنهاد قیمت (Making the Offer)، خرید خانه را مشروط به تایید یک بازرس حرفهای نمایید. بازرس با هزینهای در حدود 300 دلار خانه را بازرسی کرده و گزارشی از بازرسی خود را ارائه میکند. اگر بنابر گزارش ارائه شده خانه نیاز به تعمیرات داشته باشد میتوانید با مالک بر سر هزینه تعمیرات مورد لزوم و کسر تمام یا بخشی از آن از قیمت مورد توافق ملک چانه بزنید.
- هزینه بررسی درخواست وام و هزینه ارزیاب. برخی از موسسات مالی و بانکها برای بررسی درخواست وام هزینهای را از متقاضی دریافت میکنند. موسسات مالی و بانکها همچنین با استخدام یک ارزیاب (appraiser) نسبت به ارزیابی ارزش ملکی اقدام کرده تا میزان وام را تعیین کرده و مطمئن شوند که ملک مورد معامله شرایط مورد نظرشان برای پرداخت وام را دارد. معمولا هزینه ارزیاب را گیرنده وام میپردازد.
- مالیات انتقال ملک (land transfer tax) که گاهی "Welcome Tax" نیز نامیده میشود. در اکثر ایالتهای کانادا این هزینه که بر اساس درصدی از قیمت خرید خانه محاسبه میشود باید یک بار و در هنگام معامله ملک پرداخت شود.
- هزینه بیمه ملک. تمام خانهها در کانادا باید پوشش بیمهای مناسبی در مقابل آتش سوزی و سایر خطرها مانند دزدی و بیمه شخص ثالث داشته باشند. موسسه وام دهنده گیرنده وام را موظف میکند که پوشش بیمهای حداقل و استاندارد ملک را از زمان تحویل در اختیار داشته باشد و ارائه نماید.
- هزینه نقل مکان و اثاث کشی. این هزینه با توجه به اینکه اثاث کشی را خودتان انجام میدهید یا از شرکتهای فعال در این زمینه کمک میگیرید متفاوت است.
- هزینه بیمه وام. اگر واجد شرایط پیش پرداخت کمتر از 20 یا 25 درصد باشید معمولا باید وام دریافتی را بیمه کنید. با پرداختن این هزینه که با توجه به نوع وام، موسسه وام دهنده، ایالت محل سکونت، و ... متفاوت است، میتوانید میزان پیش پرداخت را تا 5 درصد کاهش دهید.
در پست بعدی هزینه های ماهانه مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
هوندا سیویک، اتومبیل مورد علاقه دزدان در کانادا
هوندا سیویک که یکی از پرفروش ترین برندهای خودرو در کاناداست، همچنان در راس لیست اتومبیل های مورد علاقه دزدان کانادایی قرار دارد. بر اساس فهرستی که Insurance Bureu of Canada منتشر کرده است بیشترین دزدی اتومبیل در کانادا مربوط به مدل SiR هوندا سیویک است که یک مدل دو در و جوان پسند محسوب می گردد. این مدل هوندا سیویک بیش از سه سال متوالی در راس فهرست مذکور قرار داشته و همچنان این جایگاه را حفظ کرده است. جایگاه های بعدی فهرست را به ترتیب سوبارو ایمپرزای چهار در، آکورا اینتگرای دو در، و ون دوج کاروان را به خود اختصاص داده اند. جالب است بدانید که این لیست در قیمت های بیمه تاثیر می گذارد و بیمه اتومبیل هایی که بیشتر در معرض دزدی هستند معمولا کمی بالاتر از اتومبیل های هم کلاسی که چندان مورد توجه دزدان نیستند محاسبه می شود.
این هم ده تا ماشین اول لیست اتومبیل های مورد پسند دزدان کانادایی:
o1. 1999 Honda Civic SiR 2-door
2. 2000 Honda Civic SiR 2-door
3. 2004 Subaru Impreza WRX/WRX STi 4-door AWD
4. 1999 Acura Integra 2-door
5. 1994 Dodge/Plymouth Grand Caravan/Voyager
6. 1994 Dodge/Plymouth Grand Caravan/Voyager AWD
7. 1994 Dodge/Plymouth Caravan/Voyager
8. 1998 Acura Integra 2-door
9. 2000 Audi TT Quattro 2-door Coupe
10. 1994 Dodge/Plymouth Shadow/Sundance 2-door Hatchback
مالیات بر ملک درکانادا
مالکان املاک در تمام ایالتهای کانادا بابت ملک خود مالیات سالانهای پرداخت میکنند که این مالیات صرف کمک در ارائه خدمات محلی مانند جمع آوری زباله، تعمیر و نگهداری خیابانها و جادهها، آموزش ابتدایی و متوسطه، امنیت شهر و هزینههای پلیس، خدمات اجتماعی، و ... میشود. مالیات ملک به طور معمول بر اساس دوفاکتور زیر محاسبه میشود:
- قیمت ارزشیابی (assessed value) ملک که هرساله و توسط مرکز قیمت گذاری محلی انجام میشود
- نرخ مالیات ملک که توسط شهرداری و یا اداره مالیات محلی تنظیم میگردد
معمولا ارزشیابی ملک با توجه به قیمت ملک در بازار (market value) انجام میشود و ارزشیابی ها معمولا با این قیمت تناسب دارد. نرخ مالیات ملک در مناطق مختلف متفاوت است و در واقع بابت هر 100 یا 1000 دلار قیمت ارزشیابی شده ملک نرخی تعیین شده و مالیات سالیانه بر آن اساس تعیین میگردد. مثلا اگر خانهای 100,000 دلار ارزشیابی شده باشد و نرخ مالیات محلی 15 دلار بابت هر 1000 دلار باشد، مالیات سالانه ملک مذکور 1500 دلار خواهد بود.
نرخ مالیات بر ملک در هر ایالت یا شهرداری به طور قابل توجهی متفاوت است و حتی ممکن است در یک ایالت یا حتی یک شهر نرخ های مالیات بر ملک متفاوتی وجود داشته باشد (به عنوان مثال، در ایالت بریتیش کلمبیا حدود 1400 نرخ مالیاتی برای 70 ناحیه مختلف وجود دارد). مالیات بر ملک از صفر در مورد خانه هایی که زیر قیمت معینی بوده و از پرداخت مالیات معاف هستند تا بیش از 000, 10 دلار در سال برای املاک بزرگی که که در مناطق خوب شهر واقع شده اند متغیر است. بررسیهای اخیر نشان میدهد که مالیات بر ملک در شهرهای وینی پگ، رجاینا، و مونتریال بیشترین مقدار و به طور متوسط بیش از 2 درصد قیمت ارزشیابی شده ملک و در شهر سنت جان (در نیوبرانزویک) کمترین مقدار و کمتر از 1 درصد قیمت ارزشیابی شده ملک را داراست.
یکی از راههای کاهش مالیات بر ملک اعتراض به ارزشیابی انجام گرفته در مورد ملک است که ممکن است مالیات بر ملک را کاهش دهد. البته توجه داشته باشید که هیئت بررسی کننده اعتراضها تا حد معینی میتواند مالیات را کاهش دهد که ممکن است تا حداکثر 15 درصد باشد. مالکی که به قیمت گذاری ملک خود معترض است باید مدارکی مانند ارزشیابی کمتر ملکی مشابه در محله مشابه و یا اسنادی که نادرست بودن برخی جزییات بخصوص اندازههای نادرست زمین و ملک را ثابت میکند، را تهیه و ارائه کند. استفاده از خدمات یک ارزشیاب حرفهای و متخصص نیز در این گونه موارد توصیه میگردد.
تالارهای گفتگوی مهاجرت کانادا
همیشه جای خالی فروم های فارسی که به طور تخصصی در مورد مهاجرت کانادا و زندگی و کار در این کشور باشند رو در دنیای مجازی خالی می دیدم. بالاخره دست به کار شدیم و به کمک چند تن از دوستان "تالارهای گفتگوی مهاجرت کانادا" رو راه انداختیم تا محلی باشه برای تبادل اطلاعات و به اشتراک گذاشتن تجربیات کسانی که قصد مهاجرت به کانادا رو دارند یا قبلا به کانادا مهاجرت کردند و مقیم این کشورند. این فروم ها هنوز در ابتدای راه درازی که در پیش دارند هستند و برای هرچه پربارتر شدن این فروم ها به کمک همه دوستان و خوانندگان عزیز این وبلاگ نیاز داریم. اینم لینک فروم :
http://www.immigrationplanet.com
میتونید در این فروم عضو بشید و سوالاتی که در زمینه مهاجرت کانادا دارید رو مطرح کنید یا تجربیاتتون رو با دیگر کسانی که قصد مهاجرت به کانادا دارند در میون بگذارید.
شماره تلفنهاى رایگان (Toll Free) و شمارههای اطلاعات و تفریحات
در کانادا (و آمریکا) شمارههاى Toll Free یا رایگان که با پیش شماره های 800، 888، و 877 مشخص مىشوند، توسط مشاغل مختلف، سازمانها و نمایندگىها، و ادارات دولتى ارائه مىگردند. بسیارى از این سازمانها و مشاغل، شمارههاى رایگان خود را در مکاتبات، آگهىهاى تبلیغاتى و بر روى تمامى اسناد و مدارک خود ارائه کرده و معمولاً در راهنماى تلفن و در کنار شماره تلفنهاى معمولى خود به شماره تلفن رایگان نیز اشاره مىکنند. اکثر شمارههاى رایگان براى تماس گیرندگان راه دور است (معمولاً براى تماس گیرندگان محلى شماره محلى ارائه مىشود). با بسیارى از شماره تلفنهاى رایگان مىتوان از خارج از آمریکاى شمالى نیز تماس گرفت که البته ممکن است رایگان نباشد. براى کسب اطلاع از شمارههاى رایگان مىتوانید با دایرکتوری شماره های رایگان کانادا (به شماره تلفن 1212 555 800-1)تماس بگیرید.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن اشاره کنم این است که شماره تلفنهاى رایگان را با شمارههاى اطلاعات و مراکز تفریحى و سرگرمى که با شماره 900 شروع مىشوند و تماس با آنها گران است اشتباه نگیرید. با تماس با شماره تلفنهاى مربوط به اطلاعات مىتوانید به اطلاعات مختلفى در زمینه موضوعاتى مانند بهداشت و سلامت، آب و هوا، وضعیت جادهها و ورزش دست یابید. شمارههاى مربوط به سرگرمى و تفریحات خطوط موسیقى، خطوط گفتگو، مسابقات، طالع بینى، و غیره را شامل مىشود. معمولاً این شماره ها توسط کلاهبردارانى ارائه مىشود که پیشنهاداتشان آنقدر خوب است که نمىتواند واقعیت داشته باشد، مانند کسانى که پیشنهاد اعتبارهاى تضمینى یا وامهاى نقدى با سود خیلى کم را ارائه مىکنند. به خاطر داشته باشید که این شرکتها معمولاً از طریق پولى که از مکالمات مشتریان خود بدست مىآورند، زندگى مىکنند. هر چه مکالمه طولانىتر باشد، سود بیشترى مىبرند. در واقع استفاده از شمارههاى اطلاعات / سرگرمى یک صنعت رو به رشد چندین میلیون دلارى است. معمولاً هزینه مکالمات آن دقیقهاى حدود 1 دلار و 99 سنت تا 9 دلار و 99 سنت است. البته در برخى از شمارهها هزینه حداکثرى وجود ندارد. از برقرارى تماس با شماره تلفنهاى تبلیغاتى که هزینه تماس به روشنى در آنها بیان نمىشود، خوددارى کنید. همچنین در نظر داشته باشید برخى از اطلاعاتى که از طریق تماس با این تلفنها قابل دسترسى است را مىتوان به طور رایگان و از طریق تماس با خدمات عمومى و دولتى بدست آورد.
بیشتر شرکتهاى تلفن داراى خدماتى هستند که مىتوانید با استفاده از آنها تماس با شمارههاى داراى پیش شماره 900 (و حتى برقرارى تماسهاى راه دور) را مسدود کنید. در صورتى که از یکى از شمارههاى داراى پیش شماره 900 شکایتى داشته باشید، مىتوانید با Canadian Radio-Television & Telecommunictions Commission (با شماره تلفن 2782 249-877 و آدرس اینترنتى www.crtc.gc.ca) تماس بگیرید.
مهاجرت از طریق سرمایه گذاری، فدرال یا کِبک؟
انتخاب دسته و گروه مهاجرتی مناسب یکی از مهمترین عوامل موفقیت در کسب ویزای اقامت دائم کانادا است و از مهمترین وظایف مشاوران مهاجرت پیشنهاد گروه و برنامه مهاجرتی است که اولا شانس موفقیت متقاضی را بالابرده و ثانیا فرایند بررسی پرونده وی را تسریع بخشد. سه گروه از افراد میتوانند با استفاده از برنامه مهاجرت تجاری فدرال به کانادا مهاجرت کنند که عبارتند از: سرمایهگذاران (Investors)، کارآفرینان (Entrepreneurs)، و خویش کارفرمایان یا افراد خود اشتغال (Self-employed persons). سایر گزینههایی که علاوه بر مهاجرت تجاری فدرال در اختیار افراد مذکور قرار دارد برنامههای مهاجرت تجاری به ایالتهای کانادا و از جمله پرطرفدارترین آنها مهاجرت تجاری به ایالت کِبک است که به نوعی رقیب برنامه مهاجرت تجاری فدرال محسوب میگردد. در طول سالهایی که به عنوان مشاور مهاجرت کانادا مشغول به کار بودهام یکی از متداولترین پرسشهایی که از طرف متقاضیان مهاجرت از طریق سرمایه گذاری با آن مواجه بودهام این است که کدام یک از این گروههای مهاجرتی برایشان مناسبتر است؟ هرچند دادن پاسخی ثابت و قطعی به این سوال که به کار تمام متقاضیان بیاید امکان پذیر نیست و در واقع نمیتوان گروه مهاجرتی مناسب یک شخص را بدون بررسی موردی تمام خصوصیات و شرایط فرد مذکور پیشنهاد داد، اما میتوان دو گروه مهاجرت تجاری فدرال و کِبک را از زوایای گوناگون مقایسه کرده و موارد اشتراک و افتراق را مورد اشاره قرار داد. در اختیار داشتن مقایسههایی از این دست میتواند انتخاب گروه مهاجرتی مناسب را آسان تر کند و تصمیمگیری صحیحتری را به دنبال داشته باشد. جدولی که در ادامه در اختیار علاقهمندان و خوانندگان عزیز قرار میگیرد دو گروه مهاجرتی فدرال و کِبک (زیرگروه سرمایه گذاران) را از جنبههای مختلف مقایسه میکند. هرچند در این بررسی مقایسهای سعی شده است که موردی از قلم نیافتد، اما نمیتوان ادعا کرد که این مقایسه از هرجهت کامل و جامع است.
|
مقایسه مهاجرت تجاری فدرال و کِبک (زیر گروه مهاجرتی سرمایهگذاران) |
||
|
|
فدرال |
کِبک |
|
تجربه مدیریتی و بیزنسی مورد نیاز |
اداره حداقل 5 کارمند یا کارگر تمام وقت به مدت حداقل دو سال و یا حداقل دو سال تجربه مدیریت و مالکیت بیزنسی مورد تایید* |
حداقل دو سال تجربه مدیریتی در بیزنسی قانونی که میتواند صنعتی، کشاورزی، بازرگانی، و یا بیزنسی حرفهای و تخصصی باشد |
|
آیا تجارب مدیریتی دولتی از متقاضی پذیرفته میشود؟ |
خیر |
بلی |
|
دارایی خالص مورد نیاز ( منقول و غیر منقول) |
معادل 800,000 دلار کانادا که به صورت قانونی کسب شده است (به تنهایی یا در جمع با دارایی همسر) |
معادل 800,000 دلار کانادا که به صورت قانونی کسب شده است (به تنهایی یا در جمع با دارایی همسر) |
|
مبلغ و مدت سرمایه گذاری مورد نیاز |
400,000 دلار کانادا، به مدت 5 سال، با تضمین برگشت اصل مبلغ سرمایه گذاری (بدون بهره) |
400,000 دلار کانادا، به مدت 5 سال، و با تضمین برگشت اصل مبلغ سرمایه گذاری (بدون بهره) |
|
آیا متقاضی بایدداشتن توانمندی های زبانی ( انگلیسی یا فرانسه) خاصی به اثبات برساند؟ |
خیر |
خیر |
|
امکان استفاده از تسهیلات بانکی برای تامین مبلغ سرمایهگذاری مورد نیاز |
وجود دارد |
وجود دارد |
|
لزوم شرکت و قبولی در مصاحبه |
وجود دارد |
وجود دارد |
|
تجربه سفر به کانادا و یا سفر به کِبک |
انجام سفر به کانادا اجباری نیست ولی داشتن تجربه سفر به کانادا (در طی دوره 5 ساله پیش از اقدام به مهاجرت) برای متقاضی6 امتیاز به همراه دارد |
انجام سفر به کِبک اجباری نیست ولی داشتن تجربه سفر به این ایالت ( در طی 2 سال قبل از اقدام به مهاجرت) برای متقاضی 3 امتیاز به همراه دارد |
|
لزوم سکونت در ایالتی مشخص |
متقاضی میتواند پس از ورود به کانادا در هر ایالتی سکونت کند |
متقاضی میتواند پس از ورود به کِبک در هر ایالتی در کانادا سکونت کند |
|
مدت زمان لازم جهت بررسی پرونده
|
27 تا 37 ماه |
20 تا 25 ماه |
* بیزنس مورد تایید در مهاجرت تجاری فدرال تعریف و مشخصات خاص خود را دارد که در حوصله این بحث نیست.
همانگونه که در جدول فوق مشاهده می کنید مهمترین تفاوت مهاجرت تجاری فدرال و کِبک (زیرگروه سرمایه گذاران) را میتوان مدت زمان کوتاه تر بررسی پرونده ها در کِبک و نیز پذیرش تجارب مدیریتی دولتی در این ایالت دانست.
مهاجر تازه وارد و مشکل دزدی هویت
زندگی در کشور پیشرفتهای مانند کانادا علاوه بر اینکه مزایای غیر قابل انکاری را در اختیار مهاجرتازه وارد قرار میدهد، پیچیدگیها خاصی را نیز به دنبال دارد که ممکن است در کشور قبلی محل سکونت فرد یا اصلا وجود نداشته و یا شدت آن به اندازهای نبوده است که حساسیت عموم را برانگیزد و توجه خاص آنان را بطلبد. یکی از این موارد که مقامات رسمی آن را تخلفی روبه گسترش در آمریکای شمالی میدانند، دزدی هویت یا Identity Theft است که مهاجران تازه وارد و اصولا کلیه ساکنین کشورهای پیشرفتهای مانند کانادا باید به درستی ابعاد آن را بشناسند و برای حفاظت از اطلاعات شخصی خود اهمیت خاصی قائل شوند.
دزدی هویت عبارتست از جمع آوری و استفاده از اطلاعات شخصی افراد حقیقی یا حقوقی به صورت غیر مجاز و به منظور کسب منافع غیر قانونی. سارقان هویت قادرند با استفاده از نام، تاریخ تولد، آدرس، شماره بیمه اجتماعی (SIN)، شماره و مشخصات حساب بانکی، شماره کارت اعتباری، و سایر اطلاعات شخصی افراد به نام ایشان حساب بانکی بازکرده، تقاضای کارت اعتباری نموده، وام و تسهیلات بانکی و دولتی گوناگون دریافت کرده، اتومبیل و تجهیزات مختلفی را خریداری یا اجاره نموده، و یا حتی به استخدام کارفرمایی درآمده و در نهایت انبوهی از صورتحسابهای پرداخت نشده و بدهیهای معوق را برای شخص قربانی باقی گذاشته و سابقه اعتباری وی را مخدوش کنند. برای اینکه خوانندگان عزیز با ابعاد مشکل و نرخ رو به گسترش آن در امریکای شمالی بیشتر آشنا شوند بد نیست اشاره کنم که شکایات مرتبط با دزدی هویت در ایالات متحده امریکا از 31,117 مورد در سال 2000 به 161,819 شکایت در سال 2002 افزایش یافته یعنی طی تنها دو سال با 5 برابر رشد روبرو بوده است. در کانادا نیز هرچند تعداد شکایات در دوره زمانی مشابه کمتر بوده است اما نشانگر نرخ رشد تقریبا یکسانی است. در حال حاضر دو دفتر اعتباری مهم کانادا یعنی Equifax و Trans Union هر کدام هرماهه 1400 تا 1800 مورد شکایت مربوط به سرقت هویت را دریافت میکنند.
به طور خلاصه موارد زیر را میتوان به عنوان روشهای عمومی مقابله با پدیده سرقت هویت برشمرد:
- کلیه کارت های اعتباری خود را به محض دریافت امضا کنید و کارتهایی را که استفاده نمیکنید کنسل نموده و مستهلک نمایید.
- فهرستی از تمام کارتهای اعتباری مورد استفاده تهیه نمایید تا به محض گم شدن هریک با شرکت صادر کننده تماس گرفته و با ارائه شماره کارت آن را غیر فعال نمایید.
- تنها کارتهای مورد نیاز را حمل کنید و تا حد امکان از به همراه داشتن کارتهای هویتی به خصوص کارت SIN خودداری کنید.
- هر ماه صورتحسابهای مربوط به کارتهای اعتباری و حسابهای بانکی خود را به دقت بررسی کنید و هرنوع مورد مشکوکی را گزارش و پییگیری نمایید.
- توجه داشته باشید که زیر و رو کردن زبالهها یکی از روشهای برخی سارقان هویت به منظور فراهم کردن اطلاعات مورد نیازشان است. بنابراین برگههای صورتحساب، نامهها، پاکتهای نامه، و اصولا هر نوع کاغذ و یادداشتی که نام و آدرس، مشخصات مالی، شماره کارت اعتباری، شماره بیمه اجتماعی، شماره بیمه درمانی، عکس و یا سایر اطلاعات شخصی شما در آن وجود دارد را قبل از دور انداختن و بوسیله دستگاه کاغذ خورد کن یا shredder رشته رشته کنید و یا اگر این دستگاه را در اختیار ندارید اعداد و اطلاعات مذکور را با استفاده از خودکار یا ماژیک از بین ببرید.
- حداقل سالی یک مرتبه گزارش اعتباری خود را از طریق دفاتر صدور گزارش اعتباری تهیه کرده و مطمئن شوید که فعالیت یا بدهی مشکوک و غیر قابل قبولی در آن وجود ندارد.
- به طور کلی نسبت به در اختیار گذاشتن اطلاعات شخصی به خصوص از طریق اینترنت و تلفن مراقب باشید و هنگامی که ناگزیر به ارائه اطلاعات هستید، به حداقل مورد نیاز اکتفا نموده و حدالامکان از رد و بدل کردن اطلاعات مهم از طریق اینترنت (به خصوص اینترنت بیسیم) یا تلفن (به خصوص تلفن بیسیم) خودداری کنید و در صورت امکان از مودمهایی استفاده کنید که دادهها را قبل از ارسال کُد گذاری کرده و به رمز درمیآورند.
- بانکها و شرکت های کارت اعتباری برای ارتباط با مشتریان خود از ایمیل استفاده نمیکنند و یا حد اقل پیغامهای مهم را از طریق ایمیل برای مشتری خود نمی فرستند و در این موارد همواره از ارسال نامه بوسیله پست استفاده می کنند. بنابراین هیچگاه به ایمیلهایی که به ظاهر توسط بانک یا شرکت کارت اعتباری ارسال شده و اطلاعات شخصی شما را درخواست میکنند، اعتماد نکنید.
- اگر برگههای صورتحساب یا نامههایی را که هرماهه و در دورهای زمانی مشخص ارسال میشوند را دریافت نکردهاید و مشکوک به redirect شدن نامههایتان توسط شخص سومی هستید با اداره پست تماس بگیرید.
- در انتخاب اسم رمز (password) و یا شماره pin دقت کنید و از برگزیدن اسامی رمز آسان و مواردی که بر اساس اطلاعات شخصی شما و به راحتی قابل حدس زدن هستند، اجتناب کنید.
ده نکته کلیدی در مهاجرت موفق به کانادا
اگر قصد دارید برای مهاجرت به کانادا اقدام کنید، در نظر داشتن نکات زیر میتواند در موفقیت شما تأثیر به سزایی داشته باشد. این نکات شاید در نظر اول ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند ولی میتوان ریشه بسیاری از تأخیراتی که در بررسی پرونده متقاضیان بروز میکند را در همین نکات یافت:
-
هنگام تکمیل فرمهای مهاجرتی اطمینان حاصل کنید که تمام اسناد و مدارک لازم از قبیل شناسنامه و کارت ملی، سند ازدواج، گواهی پایان خدمت، پاسپورت، مدارک تحصیلی، سوابق کاری، و ... را در اختیار دارید و مطمئن شوید که کلیه مدارک خواسته شده را بدون کم وکاست ارسال کنید. از آنجا که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا مدارکی که به زبان انگلیسی یا فرانسوی نباشد را نمیپذیرد بسیار مهم است که تمام مدارک فارسی را از طریق یک دارالترجمه رسمی به انگلیسی ترجمه کنید. توصیه میشود حداقل 2 تا 3 نسخه از ترجمه هر مدرک را تهیه کنید و همواره یک کپی از پروندهای که ارسال کرده اید را در اختیار داشته باشید زیرا فرایند کسب اقامت دائم کانادا معمولا زمان بر است و شما همیشه باید بدانید که چه اطلاعاتی را ارسال کرده اید و چه تغییراتی در پرونده شما اتفاق افتاده است تا هنگام ارسال اطلاعات تکمیلی یا در هنگام مصاحبه احتمالی دچار تناقض گویی نشوید.
-
پس از اقدام به مهاجرت و ارسال فرمهای تقاضا، اگر ارسال اطلاعات یا مدارک دیگری درخواست شد، موارد درخواستی را به فوریت تهیه کنید و بفرستید. مسئولان بررسی کننده پرونده از شما انتظار دارند که مدارک و اطلاعات درخواستی را هرچه سریعتر در اختیارشان قرار دهید و ممکن است پرونده را تنها در بازه زمانی مشخصی در جریان نگاه داشته و هر گونه سهل انگاری از ناحیه شما در این زمینه میتواند روند بررسی پرونده را با تأخیر روبرو کند. بنابراین صبور باشید و هرآنچه را که درخواست میشود به سرعت آماده و ارسال کنید.
-
کوچکترین تغییر در وضعیت خود (تغییر آدرس محل کار یا سکونت، ازدواج یا طلاق، تولد نوزادی جدید در خانواده، و...) را در اسرع وقت به اطلاع دفتر ویزا برسانید. در ارائه اطلاعات دقت کافی را مبذول داشته و هیچگاه دروغ نگویید یا اطلاعات متناقض ارائه نکنید.
-
همواره به شیوه ای سیستماتیک و روشمند عمل کنید و سعی کنید گامهای خود را مطابق فرایندی که تعریف شده است بردارید و مرحله به مرحله پیش بروید. هیچگاه سعی نکنید که اطلاعات یا مدارک اضافهای که درخواست نشده است را ارائه کنید.
-
در مدت زمانی که منتظر بررسی پرونده خود هستید زمان را غنیمت شمرده و روی نقاط ضعف خود از جمله تقویت مهارتهای زبان انگلیسی یا فرانسه (اگر به ایالتی فرانسه زبان مهاجرت میکنید) کار کنید. تسلط بر زبان انگلیسی یا فرانسه مهمترین ابزار برای بنای یک زندگی موفق در کاناداست.
-
تا زمان بررسی پرونده فرصتی استثنایی در اختیار دارید که بازار کار کانادا را مطالعه کرده و عناوین شغلی که با توجه به رشته تحصیلی و سوابق کاری خود میتوانید در آنها موفق شوید را شناسایی نمایید. تنظیم یک رزومه مناسب و نیز شرکت در دورههای آموزشی تخصصی و گرفتن گواهینامههایی که ممکن است بر غنای رزومه شما بیافزایند را فراموش نکنید.
-
مجدداً تأکید میکنم که یک کپی از هرآنچه که به دفتر ویزا ارسال میکنید را به همراه تاریخ ارسال نزد خود نگه دارید. همیشه رسید بستههای پستی ارسالی را نگه داشته و در صورت امکان بستهها را از طریق اینترنت پیگیری (track) نمایید تا مطمئن شوید که به مقصد رسیدهاند.
-
اگر قصد دارید که از خدمات یک مشاور مهاجرت استفاده کنید و وی را به عنوان نماینده خود به اداره شهروندی و مهاجرت کانادا معرفی کنید، در مورد اعتبار و سوابق فرد مورد نظر تحقیق کنید. اگر مشاور ادعا میکند که عضو یک انجمن معتبر و رسمی در زمینه مهاجرت کاناداست، شماره عضویت وی را بخواهید و از طریق اینترنت و وب سایت انجمن مذکور صحت ادعای وی را بررسی کنید. از انتخاب مشاوران مجازی بپرهیزید و همیشه مطمئن شوید که به محل کار و دفتر مشاور خود دسترسی فیزیکی دارید. همانگونه که اداره شهروندی و مهاجرت کانادا نیز در وب سایت خود (http://www.cic.gc.ca) اعلام کرده است به هر شخص حقیقی یا حقوقی که کسب ویزای مهاجرت کانادا را برای شما تضمین میکند شک کرده و محتاطانه عمل کنید. تصمیم گیرنده نهایی در مورد پرونده شما افسر ویزاست و هیچ مرجعی نمیتواند صدور ویزای اقامت دائم برای یک متقاضی را تضمین کند.
-
امضای قرارداد مکتوب با مشاور را فراموش نکنید. پس از انتخاب مشاور وقت ملاقاتی با وی گرفته و تمام سوالات مرتبط با مهاجرت خود را از وی بپرسید تمام جوانب و مفاد قراردادی را که باوی امضا میکنید به دقت بررسی کنید.
-
و در آخر، از همه مهتر اینکه در همه مراحل رویکردی مثبت داشته باشید و با اعتماد به نفس عمل کنید.
نکاتی برای خرید هوشمندانه و صرفه جویی در کانادا - 2
در ادامه پست قبلی در مورد خرید هوشمندانه در کانادا، قسمت دوم و در واقع آخر مطلب در این پست تقدیم خوانندگان عزیز وبلاگ می گردد:
10. در انتخاب بانک و حساب بانکی خود هوشمندانه عمل کنید. هنگامی که برای افتتاح حساب بانکی به یک بانک مراجعه میکنید تمامی گزینههای موجود را به دقت بررسی کنید. برخی بانکها حسابهایی را پیشنهاد میکنند که با حفظ حداقل موجودی در حساب (مثلا 2000 دلار) هزینه ماهیانه یا هزینهای برای هر ترانزاکشن از مشتری نمیگیرند. اگر پس اندازی دارید و میخواهید در یک حساب پسانداز بگذارید و از سود آن استفاده کنید بانکها و حساب های مختلف را بررسی و مقایسه کرده و بهترین و مطمئنترین گزینه را انتخاب کنید.
11. به شبکهFreecycle در محل خود بپیوندید. Freecycle NetworkTM سازمانی است کاملا غیر انتفاعی متشکل از دوستداران محیط زیست که اعضای شبکه اجناسی که نیازی به آنها ندارند را به صورت رایگان در اختیار دیگر اعضا میگذارند و کالاهایی را که نیاز دارند به رایگان از سایر اعضا میگیرند. این جنبش غیر انتفاعی هم اکنون از 4,761 گروه و بیش از ۶/۵ میلیون عضو داوطلب در سطح جهان دارد. برای عضویت به وب سایت شبکه با آدرس www.freecycle.org مراجعه کنید.
12. خرید پس از فصل!. حقیقتی که بسیاری از مردم از آن اطلاع دارند ولی در کمال تعجب کمتر به کار می بندند این است که قیمت اجناس فصلی در انتهای فصل فروش این اجناس به شدت کاهش مییابد و فرصت مناسبی است برای خرید محصولاتی که تاریخ مصرف ندارند. بنابراین بهترین وقت برای خرید مثلا لباسهای زمستانی انتهای فصل زمستان است که میتوان این لباس ها را با تخفیفهای بسیار مناسب خریداری کرد (هرچند که باید برای استفاده از لباس تا زمستان بعد صبر کنید!).
13. بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای از جمله Future Shop، Home Depot، و Staples گزینه تطبیق قیمت یا price-matching را در اختیار مشتریان خود قرار میدهند به این معنی که با مشتری شرط میکنند که اگر توانست جنس مورد معامله را با قیمتی پایینتر در یکی از فروشگاههای رقیب بیابد، جنس مذکور را با همان قیمت فروشگاه رقیب و یا حتی با درصدی پایینتر از رقیب در اختیارش قرار دهند. این گزینه را، اگر خود را ملزم میدانید که از فروشگاه خاصی خرید کنید (تا برای مثال pointهای خرید فروشگاه مذکور را دریافت نمایید)، مورد استفاده قرار دهید.
14. توصیه میشود گارانتی اضافی نخرید. بسیاری از فروشگاههای محصولات الکترونیکی و لوازم خانگی مشتریان خود را ترقیب میکنند که با پرداخت هزینه اضافه گارانتی محصول را مثلا از یک سال به دو یا سه سال افزایش دهند. دلیل مهمی که براساس آن توصیه می کنم پول خود را برای خرید گارانتی اضافی دور نریزید آماری است که سازمان مستقل و معتبر Consumer Reports منتشر کرده است که نشان میدهد لوازم برقی خانگی تقریبا هیچگاه در مدت زمان گارانتی خراب نمیشوند و اگر خراب شوند نیز هزینهای که بابت تعمیر آن میپردازید خیلی بیشتر از هزینهای که بابت گارانتی اضافه میپردازید نیست. البته تصمیم در این مورد و پذیرش ریسک با خودتان است.
15. لوازم جانبی الکترونیکی یا کامپیوتری را از فروشگاههای زنجیرهای بزرگ نخرید. فروشگاههایی مثل Best Buy یا Future Shop مکان مناسبی برای خرید کامپیوتر و لوازم الکترونیکی هستند ولی محل مناسبی برا خرید لوازم جانبی (accessories) مثل کابل، باتری، سوکتهای مختلف و ... نیستند. معمولا میتوانید این نوع لوازم جانبی را در مغازه کوچک نزدیک منزلتان یا حتی WalMart با قیمت مناسبتری بخرید.
16. همیشه قبل از خرید خدمات یا کالاها قیمتها را مقایسه کنید. وقتی قصد دارید چیزی را بخرید (خصوصا لوازم خانگی و الکترونیکی) یا از برای خدماتی (مثل بیمه اتومبیل، یا بیمه منزل) پول بپردازید توصیه میشود که قیمت جنس یا خدمت مورد نظر را در فروشگاهها و نمایندگیهای مختلف مقایسه کنید (البته همیشه مطمئن شوید که قیمت جنس یا خدمتی با کیفیت و مشخصات مشابه را مقایسه میکنید). برای مقایسه قیمت اجناس میتوانید از وب سایتهای مختلفی که در این زمینه فعالیت میکند از جمله pricegrabber.ca، pricecanada.com و shopbot.ca استفاده کنید.
17. از سرویسهای مکالمه راه دور ارزان استفاده کنید. برای مکالمات راه دور خود از کارتهای تلفن یا خدماتی که شرکتهایی نظیر Skype، MagicJack، Comewave، Startec، و ... ارائه میدهند استفاده کنید. این کمپانیها با استفاده از تکنولوژی اینترنتی VOIP خدمات خود را با قیمت بسیار نازل ارائه میکنند.
18.از سرویسهای مکالمه راه دور رایگان استفاده کنید. اخیرا حتی سرویس مکالمه داخلی راه دور رایگان نیز برای برخی شهرها و مناطق کانادا راهاندازی شده است و تنها انتظاری که شرکت ارائه کننده سرویس برای استفاده از این خدمات از شما دارد این است که در هر مکالمه به یک آگهی بازرگانی کوتاه (در حد چند ثانیه) گوش کنید. برای کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به وب سایت 644free.com یا zerocents.ca مراجعه کنید.
19. از مغازههای خواروبار کلاس بالا خرید نکنید. در اغلب موارد میتوان تقریبا همان میوه یا خواروباری که مثلا در فروشگاه با کلاسی مثل Loblaws عرضه میشود را با قیمتی بسیار پایین تر از فروشگاهی مثل nofrills یا foodbasics خریداری کرد.
20. معمولا پیش فرض بسیاری از ما در برخورد با قیمت اجناس این است که قیمت بالاتر نشان دهنده جنس مرغوبتر است. اما این پیش فرض همیشه درست نیست. شیوه مطمئنتر در برای انتخاب یک کالا جهت خرید مرور نظرات مصرف کنندگان در وب سایتها و خصوصا اتاقهای گفتگو (forums) و نیز مرور نظرات و کارشناسان مختلف در زمینه جنس مذکور و مقایسههایی است که بازهم میتوانید در وب سایتهای اینترنتی بیابید. بخش "Shopping Bags" در شبکه W Network مرورهای فراوانی از کالاهای مختلف را عرضه میکند که ارزش دارد نگاهی به آنها بیاندازید. برای خواندن نظرات کاربران در مورد کالاهای گوناگون میتوانید به وب سایت epinions.com مراجعه کنید و برای دیدن مقایسههایی که کارشناسان ارائه میکنند میتوانید به consumerreports.org مراجعه کنید.
نکاتی برای خرید هوشمندانه و صرفه جویی در کانادا - 1
تقریبا همه ما هنگام خرید یک جنس به دنبال معامله بهتر و قیمت مناسبتر هستیم خصوصا در این برهه زمانی که بحران مالی و رکود جهانی اقتصاد باعث شده است بسیاری از افراد کاهش هزینهها را به عنوان راهی برای جبران کاهش قدرت خرید خود در پیش بگیرند. در اختیار داشتن ابزار قدرتمندی به نام اینترنت که شاید در رکودهای اقتصادی قبلی در اختیار مردم نبود این امکان را در اختیار خریداران قرار میدهد که در هنگام خرید یک کالا انتخابهای مختلف و قیمتهای موجود را به آسانی با یکدیگر مقایسه کرده و بهترینها را برگزینند. در این پست و در پست بعدی نکاتی در مورد خرید در کانادا ارائه میشود که رعایت آنها میتواند موجبات صرفه جویی در پول شما را فراهم کند:
1. استفاده از سایتهای ارائه کننده کوپن تخفیف. کوپن تخفیف برای خرید برخی اقلام شناخته شده را میتوانید از طریق وب سایتهایی که این کوپنها را ارائه میکنند دریافت کنید.در این وب سایتها میتوانید نام تجاری کالایی که قصد دارید بخرید را وارد کرده و ببینید که آیا کوپن تخفیف برای کالای مورد نظر موجود است یا خیر. برخی وب سایتها مانند frugalshopper.ca کوپنهای تخفیف قابل پرینت ارائه میکنند ولی برخی دیگر مثل save.ca کوپنهای درخواستی را برایتان پست میکنند. وب سایتهایی دیگری نیز در این زمینه در سطح کانادا فعالیت میکنند که برای نمونه میتوان از canadianfreestuff.ca و canadianshoppingdeals.com نام برد.
2. صفحه نیازمندیهای روزنامهها و مجلات را فراموش کنید. امروزه بهترین آگهیهای و فرصتهای خرید و فروش را میتوان در وب سایتهایی که در این زمینه فعالیت میکنند یافت. وب سایتهای زیادی را میتوان یافت که در این زمینه در سطح کانادا فعالیت میکنند و از جمله معروفترین و موفقترین آنها میتوان از kijiji.ca و craigslist.com را نام برد . برخلاف مجلات و روزنامهها برای آگهی گذاشتن در این وب سایتها هزینهای نمیپردازید و اگر یکبار خرید یا فروش جنسی از طریق این وب سایت ها را تجربه کنید با من هم عقیده خواهید شد که کارایی آنها اگر بیشتر از روزنامهها و مجلات محلی بیشتر نباشد کمتر نیست.
3. اگر چانه زدن در هنگام خرید اجناس نو و دست دوم را دوست دارید، توصیه میکنم که در redflagdeals.net عضو شوید. در این سایت هرچه که بخواهید را خواهید یافت از کوپنهای تخفیف و مقایسه قیمتها گرفته تا اتاقهای شلوغ گفتگو (forums) و خریدهای مجانی و رتبه بندی فروشگاهها. اتاقهای گفتگوی این وب سایت با بیش از 200,000 عضو محل مناسبی برای به اشتراک گذاشتن تجربیات و استفاده کردن از توصیههای دیگران در خرید کالایی به خصوص است. این وب سایت را بوک مارک کنید و به خصوص در ماه دسامبر از فلایرهایی که یکی دو هفته قبل از کریسمس و باکسینگ دی در اختیارتان قرار میگیرد بیشترین استفاده را بکنید.
4. از کُدهای تخفیفی که میتوان در خریدهای آنلاین مورد استفاده قرار داد، غافل نشوید. امروزه تعداد بسیار زیادی از کاناداییها به خرید آنلاین روی آوردهاند و هر روز نیز بر این تعداد افزوده میشود. بسیاری از فروشگاههای زنجیرهای مثل Best Buy، Office Depot، Sears و...به شما اجازه میدهند که در هنگام خرید آنلاین از فروشگاههای اینترنتیشان از کُدهای تخفیف استفاده کنید. کُدهای تخفیف بسیاری از فروشگاههای بزرگ را میتوانید در وب سایتهایی مثل retailmenot.com، goodbazaar.ca، و couponcraze.com بیابید.
5. اگر به کتاب و مطالعه کتاب علاقه دارید توصیه میشود کتاب مورد نظر خود را به صورت آنلاین بخرید. جالب است بدانید کتابی را که ممکن است در یک کتابفروشی (مثلا فروشگاه Chapters که بزرگترین کتابفروشی زنجیرهای در کاناداست) به قیمت 40 تا 50 دلار بخرید، میتوانید از منابع آنلاین (یا حتی از طریق وبسایت خود Chapters یعنی chapters.indigo.ca (به قیمتی بسیار پایینتر (گاهی اوقات تا 50 درصد ارزانتر) تهیه کنید. معمولا هزینه ارسال نیز در این وب سایتها برای خریدهای بالای 40 دلار رایگان است. از معروفترین وبسایتهایی که بر فروش کتاب تمرکز دارند میتوان amazon.ca را نام برد. یکی دیگر از وب سایتهایی که میتوان از آن با تخفیفهای بسیار خوب کتاب خرید سایت bookcloseouts.com است.
6. هنگامی که میتوان معاوضه کرد چرا بخرید؟ وب سایتهایی وجود دارند که میتوانید کتاب، سیدیهای موسیقی و فیلم، و بازیهای ویدیویی خود را در آنها با کتاب و سیدیهای دیگران معاوضه کنید. روش کار بسیار ساده است: حسابی را در وب سایت باز کرده و کتابها یا دیوی دیهایی را که استفاده کردهاید و دیگر نیازی به آنها ندارید را جهت معاوضه با چیزهای جدید فهرست میکنید. بابت هر آیتمی که برای متقاضی میفرستید پس از آنکه متقاضی آیتم مذکور را دریافت کرد امتیاز یا کردیت کسب میکنید و با استفاده از این امتیازات میتوانید آیتمهایی مورد نظر خود را درخواست کنید. تنها پولی که میپردازید هزینه پُست کالاست. از معروفترین این وب سایتها در کانادا میتوان titletrader.com و bookmooch.com و در آمریکا paperbackswap.com و swaptree.com را نام برد.
7. آمارها نشان میدهد که نرخ بنزین در پمپ بنزینهای کانادایی به طور متوسط در صبح روزهای دوشنبه و پنجشنبه از پایینترین سطح برخوردار است. اگر میتوانید باک بنزین ماشین خود را در مواقع مذکور پُر کنید. برای یافتن پایینترین نرخ بنزین در منطقه خود در هر روزی که بخواهید میتوانید از وب سایت gasbuddy.com استفاده کنید.
8. در حال حاضر نرخ بهره وام پایینترین سطح خود را در سالهای اخیر دارد. بنابراین از گزینه تجدید نظر در نرخ بهره وام (refinance) غافل نشوید. اگر بهرهای بسیار بالاتر از نرخ کنونی بهره وام میپردازید با یک متخصص وام در مورد refinance وام خود مشورت کنید. نرخ بهره وام به حدی کم شده است که در بیشتر موارد حتی اگر جریمه خاتمه زودهنگام ترم وام خود را حساب کنید نیز به صرفه است که اقدام به refinance وام خود کنید. برای اینکه ببینید دقیقا چه مقدار میتوانید با این کار صرفه جویی کنید میتوانید از ابزارRefinance Calculator در وب سایت gmacmortgage.com استفاده کنید.
9. حتما در بسیاری از فروشگاهی بزرگ مثل Walmart علامتهای حراجی که بر روی برخی کالاها نصب شده و مثلا اعلام میکند که " دو تا 20 دلار" را دیدهاید. با دیدن چنین علائمی تصور نکنید که برای استفاده از حراج راهی جز این ندارید که حتما دوتا از جنس مورد نظر را بخرید و درصورت خریدن یکی باید مثلا به جای 10 دلار قیمت حراج جنس، قیمت عادی آن مثلا 15 دلار را بپردازید. اگر فقط به یک عدد از کالای مورد نظر احتیاج دارید همان یک عدد را بردارید زیرا سیستم اسکن کالا در بسیاری از فروشگاهها به نحوی تنظیم نشده است که بتواند برای کالای تک قیمت بالاتری را منظور کند.
طلاق در کانادا - 3
در ادامه مباحث قبلی در مورد طلاق در کانادا، پست امروز که آخرین پست در این موضوع است به مباحثی مثل خرجی و نفقه کودک و همسر و نیز نحوه تقسیم دارایی ها پس از طلاق تخصیص داده شده است.
خرجی کودک
پدر و مادر حتی پس از طلاق نیز وظیفه تامین مالی فرزندان را بر عهده دارند. معمولا مسئولیت حمایت مالی و پرداخت خرجی کودک بر عهده کسی است که حضانت و سرپرستی کودک را بر عهده ندارد و کودک نزد او زندگی نمیکند. میزان خرجی کودک بر اساس جدولی به نام Child Support Guideline تعیین میشود. عوامل اصلی تعیین کننده میزان خرجی عبارتند از میزان درآمد کسی (پدر یا مادر) که مسئولیت پرداخت خرجی را بر عهده دارد، تعداد کودکانی که پس از طلاق به جا ماندهاند و باید به آنها خرجی پرداخت شود، و قوانین ایالتی که پرداخت کننده خرجی در آنجا سکونت دارد. میزان خرجی ممکن است پس از مدتی افزایش یا کاهش یابد. برای مثال، اگر کودک نیازهای خاصی داشته باشد مثلا نیاز به نگهداری در مهدکودک یا اگر پرداخت کننده خرجی خانواده جدیدی تشکیل دهد و مسئولیت حمایت مالی از آنها را بر عهده بگیرد یا چنانچه پرداخت کننده خرجی از وضعیت مالی پایینتری نسبت به دریافت کننده خرجی داشته باشد، ممکن است میزان خرجی افزایش یا کاهش یابد. برخلاف آنچه که همگان تصور میکنند پرداخت خرجی کودک هنگامی که وی به سن 18 سالگی میرسد پایان نمییابد و تا زمانی که فرزند به مدرسه میرود و از نظر مالی مستقل نشده است ادامه خواهد یافت. اگر حکم پرداخت خرجی پس از اول ماه می سال 1997 صادر شده باشد نمیتوان خرجی پرداخت شده را در اظهارنامه مالیاتی به عنوان کسورات مالیاتی قید کرد و دریافت کننده خرجی نیز مالیاتی بابت پول دریافتی نمیپردازد. شما به عنوان پرداخت کننده خرجی کنترلی بر نحوه خرج کردن پول پرداختی ندارید زیرا پیش فرض دادگاه این است که همسر سابق شما توانایی مراقبت از کودک را دارد و تمام پولی که ماهانه میپردازید خرج کودک میشود.
نکته مهم دیگری که در اینجا باید متذکر شوم این است که قانوناً پرداخت یا عدم پرداخت خرجی کودک به اینکه ازدواج رسمی بین والدین صورت گرفته است ارتباطی ندارد و والدین حتی اگر تنها یک شب را با هم گذرانده و بچهدار شده باشند بازهم ملزم به حمایت مالی از کودک خود هستند.
خرجی یا نفقه همسر
معمولا اگر یکی از والدین (پدر یا مادر) درآمد بیشتری نسبت به دیگری داشته باشد باید به طرف مقابل خرجی بدهد. فرمولی برای محاسبه خرجی همسر وجود ندارد و میزان این خرجی برای هر پرونده متفاوت بوده و توسط دادگاه تعیین میشود. دریافت کننده نفقه باید تمام تلاش خود را برای بالا بردن درآمد خود انجام دهد تا از نظر مالی مستقل شده و نیازی به دریافت خرجی نداشته باشد. هرچند معمولا مردان به زنان خرجی میدهند ولی اینکه چه کسی باید به دیگری خرجی بپردازد تحت تاثیر جنسیت افراد نیست. قاضی برای محاسبه میزان خرجی همسر و اینکه چه کسی باید به دیگری این خرجی را بپردازد عواملی از قبیل داراییها، درآمد، سن، وضعیت سلامت، و استاندارد زندگی دوطرف و این که کدام یک مسئولیت سرپرستی و حضانت کودک را بر عهده دارد، مدت زمانی که زن و شوهر با یکدیگر زندگی کردهاند و سهم و نقشی که هریک به لحاظ اقتصادی در توسعه و پیشرفت شغلی دیگری داشته است و نیز سهمی که هریک در توسعه اقتصاد خانواده داشتهاند، و تاثیری که ازدواج یا طلاق بر وضعیت شغلی و مالی دوطرف داشته و خواهد داشت را مد نظر قرار میدهد. قاضی میتواند پرداخت خرجی همسر را به مدت زمان مشخصی محدود کند یا آن برای آن محدودیت زمانی خاصی قائل نشود. معمولا مدت زمانی که دو طرف با یکدیگر زندگی کردهاند و داشتن یا نداشتن فرزند عواملی هستند که در تعیین محدوده زمانی موثرند. به طور معمول اگر رابطه کوتاه بوده و دو طرف جوان و بدون فرزند باشند خرجی همسر باید در مدت زمان محدودی پرداخت شود ولی اگر رابطه ازدواج طولانی مدت بوده و فرزند یا فرزندانی از این رابطه به وجود آمده باشند معمولا قاضی پرداخت خرجی همسر را محدود به زمان معینی نمیکند ولی این امکان را به پرداخت کننده خرجی میدهد که هرزمان تغییر عمدهای در وضعیت مالی پرداخت کننده یا دریافت کننده صورت گرفت، به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای خاتمه پرداخت خرجی را بدهد.
تقسیم داراییها پس از طلاق
در هنگام طلاق، ارزشی که در مدت ازدواج به دارایی خانواده افزوده شده است باید به صورت مساوی بین دوطرف تقسیم شود. در اولین گام در تقسیم داراییها دارایی خالص هر طرف (زن و شوهر) به طور جداگانه محاسبه میشود. بدین منظور مجموع تمام داراییهای شوهر در هنگام طلاق که میتواند به صورت ملک یا املاک، وجه نقد در حسابهای جاری یا پسانداز، سهام بورس، و غیره باشد را محاسبه و سپس از آن بدهیهای فعلی وی و نیز داراییهایی که در هنگام ازدواج داشته است را کم میکنند تا دارایی خالص شوهر محاسبه گردد. دارایی خالص زن نیز به همین ترتیب محاسبه میشود و مابهالتفاوت دارایی خالص دو طرف مشخص میگردد. نیمی از مابهالتفاوت دارایی باید به کسی که دارایی کمتری دارد پرداخت شود تا هر دو طرف در هنگام طلاق دارایی خالص یکسانی داشته باشند. البته توجه داشته باشید که ممکن است تفاوتهایی در قوانینی که در این زمینه اعمال میشود، با توجه به ایالتی که زوجین در آن زندگی میکنند وجود داشته باشد.
طلاق در کانادا - 2
در ادامه بحث پست قبلی در مورد شرایط و مقررات طلاق در کانادا، در این پست مطالبی در مورد مراحل ارئه دادخواست طلاق و حق حضانت کودک را مورد بررسی قرار می دهم.
مراحل ارائه دادخواست طلاق
- همیشه توصیه میشود قبل از تکمیل فرمهای طلاق با وکیلی که متخصص قانون خانواده است مشورت کنید. وکیل مورد نظر میتواند وضعیت شما را بررسی کرده و نحوه برخورد قانون با آن را مشخص و نیز نحوه حفاظت از حقوق قانونیاتان را بازگو کند. اولین گام برای گرفتن طلاق تکمیل فرمهای دادخواست طلاق است که با توجه به ایالت یا ناحیهای که متقاضی طلاق در آن زندگی میکند، تفاوت دارند. اگر از خدمات یک وکیل استفاده میکنید، وی فرمهای مورد نظر را از جانب شما تکمیل و مسئولیت فرایند طلاق را بر عهده میگیرد.
- موارد خاصی وجود دارند که باید در فرمهای تکمیل شده مورد اشاره قرار گیرند. برای مثال اگر فرزندی حاصل ازدواج باشد، متقاضی طلاق باید توافقات انجام گرفته در مورد فرزند مذکور (از جمله حق حضانت و میزان و نحوه حمایت مالی از کودک) را در فرم تقاضای طلاق قید کند و یا اگر در این مورد به توافقی با همسر خود نرسیدهاست، نحوه حضانت و حمایت مالی مد نظر و مورد رضایت خود را شرح دهد.
- فرمهای تکمیل شده را باید به همراه هزینه بررسی پرونده به دادگاه تحویل و مراحل و دستورالعملهایی که بازهم در ایالتها و نواحی مختلف کانادا متفاوت است را دنبال نمود.
قبل و یا بعد از اقدام به طلاق (طلاقهایی که پس از یک سال زندگی جدا از هم زوجین صورت میپذیرد) این امکان برای طرفین وجود دارد که به مدت حداکثر 90 روز و با هدف مصالحه و آشتی بایکدیگر زندگی کنند. اگر در این مدت آشتی و توافقی صورت نگرفت و متقاضی طلاق همچنان بر خواسته خود پافشاری کرد درخواست طلاق مراحل خود را طی و نهایتاً توسط قاضی دادگاه بررسی میگردد.
طلاقی که زوجین در تمام موارد آن از جمله حضانت فرزندان و نحوه حمایت مالی از آنها با یکدیگر توافق دارند را اصطلاحاً طلاق توافقی یا uncontested divorce مینامند. در اکثر ایالتها و نواحی کانادا طلاق توافقی به صورت غیابی و بدون نیاز به حضور زوجین در دادگاه صورت میپذیرد.
طلاق غیر توافقی (contested divorce)
اگر شما و همسرتان نتوانید در موردی از شرایط طلاق، مواردی مانند سرپرستی کودک (کودکان) یا میزان و نحوه حمایتهای مالی از کودک (کودکان) و خرجی یا نفقه همسر، به توافق برسید طلاق را غیر توافقی یا اصطلاحا contested مینامند. شما و همسرتان باید مواردی را که نتوانستهاید در موردشان توافق کنید را کتبا و قبل از جلسه دادگاه به اطلاع مقامات قضایی ذیربط برسانید و مراحلی را که باید بر اساس قوانین دادگاههای ایالتی یا ناحیهای پیش از برگزاری جلسه دادگاه و جهت تشریح و توضیح موارد مختلف انجام شود را طی کنید. پس از طی تمام مراحل مذکور که معمولا کاری وقت گیر و زمان بر است درخواست طلاق در دادگاه مطرح شده و شما یا وکیلتان این فرصت را دارید که وضعیت و شرایط پرونده را برای قاضی توضیح دهید و برای اثبات ادعاهای خود شواهد و مدارک خود را ارائه کنید. تصمیمگیری نهایی در مورد مسائلی که مورد توافق شما و همسرتان نیست را قاضی دادگاه بر عهده دارد. هر زمان در طی مراحل آماده سازی و بررسی پرونده میتوانید با همسر خود در زمینه موارد مورد اختلاف مذاکره کنید و قبل از برگزاری دادگاه با وی به توافق برسید.
در مرحله نهایی فرایند طلاقِ غیر توافقی تمام اطلاعات عرضه شده، چه اطلاعات ارئه شده در فرمهای دادخواست طلاق و چه اطلاعاتی که در جلسه دادگاه ارائه شده است، را قاضی پرونده مرور میکند تا مطمئن شود که شرایط لازم برای صدور حکم طلاق وجود دارد و نهایتا رای و نظر خود را در مورد صدور حکم طلاق و نیز مسائل مورد اختلاف زوجین اعلام میکند. معمولا حکم طلاق 90 روز پس از امضای قاضی نهایی شده و میتوانید برای دریافت سند یا گواهی طلاق ((Certificate of Divorce اقدام کنید.
حضانت کودک (Child Custody)
گاهی اوقات هر دو طرف (زن و شوهر) خواستار حق حضانت کودک (کودکان) هستند ودر این موارد معمولا تصمیم گیری در مورد کسی که حق دارد حضانت یا تربیت و نگهداری کودک را پس از طلاق به عهده داشته باشد آسان نیست. اگر والدین در مورد سرپرستی و حضانت کودک به توافق نرسند قاضی دادگاه بر پایه اصول زیر در این مورد تصمیمگیری میکند:
- تامین حداکثر مصالح و علائق کودک همواره در اولویت است.
- کودک باید تا آنجا که مصالح و علائق وی اجازه میدهد هم با پدر و هم با مادر خود تماس و ارتباط داشته باشد.
- رفتار قبلی یکی از والدین توسط دادگاه نمیتواند مورد توجه قرار بگیرد مگر اینکه رفتار مذکور بر توانایی فرد جهت ایفای نقش پدری یا مادری تاثیر گذار باشد.
قاضی برای تشخیص بیشترین مصالح و علائق کودک برخی از عوامل از جمله موارد زیر را مد نظر قرار میدهد:
- نحوه نگهداری از کودک قبل از جدایی (کدام یک از والدین در بیشتر مواقع نگهداری کودک را بر عهده داشتهاند؟ کدام یک کودک را به دکتر و دندانپزشک میبرده است؟ چه کسی با معملمان و مدرسه کودک در ارتباط بوده؟ و...)
- رابطه والد - فرزندی و قیود مربوط به آن
- برخورداری از قابلیتها و شایستگیهای مادری یا پدری
- سلامت جسمانی، احساسی و روانی والدین
- زمانبندیهای روزمره و برنامهریزیهای مربوط به کودک و والدیناش
- سیستمهای حمایتی (برای نمونه کمک و حمایت پدر بزرگ، مادر بزرگ و سایر خویشاوندان)
- مسائل مرتبط با روابط خواهر و برادری (معمولا خواهران و برادران باید در کنار هم زندگی کنند، اما در برخی موارد ممکن است با جدایی آنها موافقت شود)
- آرزوها و علائق کودک (سن مشخصی که کودک در آن سن حق انتخاب مادر یا پدر برای سرپرستی و تربیت خود را داشته باشد وجود ندارد. متناسب با سن کودک دادگاه وزن بیشتری را به آرزو و خواسته کودک اختصاص میدهد. معمولا خواسته و نظر فرزندان نوجوان مورد پذیرش دادگاه نیز قرار میگیرد).
چهار نوع حضانت در قوانین کانادا پیش بینی شده است. نوع اول sole custody نامیده میشود که به موجب آن یکی از والدین، پدر یا مادر، حق حضانت کودک را داراست. نوع دیگر joint custody یا حضانت مشترک است که در این نوع مادر و پدر مشترکاً حق حضانت فرزند را دارند. در نوع سوم که shared custody نامیده میشود پدر و مادر به طور مشترک حق حضانت کودک را دارا بوده و هریک میتوانند حداقل 40 درصد از زمان را با کودک خود بگذرانند. نوع چهارم حضانت split custody یا حضانت دوبخشی است که به موجب آن مادر حضانت تعدادی از کودکان و پدر حق حضانت تعداد دیگر را داراست. همانگونه که قبلا اشاره شد دادگاه حتی الامکان این نوع حضانت را حکم نمیکند و سعی مینماید خواهران و برادران را از یکدیگر جدا نکند.
در پست بعدی مطالبی را در مورد خرجی کودک، خرجی همسر و نیز نحوه تقسیم دارایی ها پس از طلاق را به اطلاع خوانندگان عزیز وبلاگ می رسانم.طلاق در کانادا - 1
نرخ طلاق در کانادا بالاست (حدوداً نصف نرخ ازدواج) و سالانه حدود 70,000 زوج در این کشور از یکدیگر جدا میشوند. متاسفانه این مشکل در میان خانوادههای ایرانی مهاجر نیز وجود دارد و شخصاً، به واسطه ارتباطی که بنا بر مقتضیات شغلی با ایرانیان مهاجر داشته و دارم، بروز این مشکل در برخی خانوادههای ایرانی را شاهد بوده و ریشه اصلی مشکلات بزرگتری که متعاقباً زن یا مرد جدا شده با آن دست به گریبان میشود را عدم آشنایی با قوانین و شرایط طلاق، که با مقررات و قوانین طلاق ایران کلاً متفاوت است، میدانم. تجزیه و تحلیل دلایل و ریشههای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و یا حتی روانی بروز طلاق در خانوادههای مهاجر نیاز به بحثهای کارشناسی مفصلی دارد که در تخصص من نیست و قصد ورود به آن را ندارم. تنها هدف سلسله مطالبی که با عنوان "طلاق در کانادا" در این وبلاگ مشاهده خواهید کرد مرور کلی قوانین طلاق کانادا جهت آشنایی افرادی که قصد دارند به این کشور مهاجرت کنند و یا هموطنان عزیزی که در این کشور زندگی میکنند، میباشد. به نظر من طرح این نوع مطالب در این وبلاگ و وبلاگهایی با موضوع مشابه ضروری است زیرا معتقدم کسی که قصد دارد به کشوری جدید مهاجرت کند باید حتی الامکان با شرایط و شیوه کار و زندگی، فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی، و از همه مهمتر قوانین حاکم در کشور جدید (حتی مورد ناخوشایندی مانند طلاق) آشنا شود و با آشنایی و آمادگی کامل مهاجرت کند و در نتیجه با مشکلات کمتری روبرو شده و گامهای مستحکمتر و موفقتری را در مسیر زندگی تازه خود بردارد.
عبارت "همسر" در مطالب پیش رو به زن و یا شوهر میتواند اطلاق شود و قوانین مورد اشاره برای هر دو طرف به شکل مساوی قابل اجراست.
شرایط لازم جهت ارائه دادخواست طلاق
در صورتی میتوانید برای جدایی رسمی از همسر خود اقدام کنید که:
- ازدواج شما به شکل قانونی در کانادا یا هر کشور دیگری به ثبت رسیده باشد؛
- قصد جدایی دائم از همسر خود را داشته و معتقدید که هیچ شانسی برای اینکه بتوانید بیش از این با یکدیگر زندگی کنید وجود ندارد، یا قبلا در حال زندگی جدا از همسر خود بوده و تمایلی به رجوع و ادامه زندگی با وی ندارید؛ و
- شما یا همسرتان به مدت حداقل یک سال قبل از ارائه دادخواست طلاق در یکی از ایالتها یا نواحی کانادا زندگی کرده باشید.
برای اینکه دادخواست طلاق را ارائه کنید لازم نیست شهروند کانادا بوده و تابعیت این کشور را اخذ کرده باشید.
شرایط لازم جهت گرفتن طلاق
برای گرفتن طلاق باید نشان دهید که ازدواجتان با شکست مواجه شده یا اصطلاحا break down شده است. از نظر قانون، "شکست ازدواج" یا به عبارتی به بن بست رسیدن ازدواج در صورتی محرز است که یکی از موارد زیر اتفاق بیافتد:
- شما و همسرتان به مدت حداقل یک سال جدای از هم زندگی کرده و معتقدید که ازدواجتان به بن بست رسیده است و امکان سازش وجود ندارد؛ یا
- همسرتان با شخص ثالثی ارتباط جنسی داشته و این عمل از نظر شما قابل چم پوشی و بخشش نباشد؛ یا
- همسرتان از لحاظ روحی و روانی یا جسمی و فیزیکی به شما ظلم و ستم روا داشته به نحوی که تحمل ادامه زندگی با وی از شما سلب شده است.
مورد آخر که اصطلاحا Cruelty نامیده میشود ممکن است مواردی همچون خشونتهای فیزیکی و رفتارهایی که باعث اضطراب و نگرانیهای شدید روحی و روانی میشود را شامل گردد.
بیش از 80 درصد طلاقهایی که در کانادا به وقوع میپیوندد از نوع اول بوده و "شکست ازدواج" پس از آنکه زوجین یک سال جدا از هم زندگی کردند محرز میگردد. بر اساس قانون برای این نوع طلاق هیچ یک از طرفین نیازی ندارند که عدم امکان سازش را به اثبات برسانند یا ثابت کنند که طرف مقابل مقصر و باعث به بن بست رسیدن و شکست ازدواج بوده است؛ تنها یک سال زندگی جدا از هم "شکست ازدواج" را به اثبات میرساند. اما برای مورد دوم (خیانت همسر) و مورد سوم (بدرفتاریهای فیزیکی و روانی) متقاضی طلاق باید بتواند ادعای خود را با ارائه مدارک و شواهد در دادگاه به اثبات برساند. در پست بعدی مراحل ارائه دادخواست طلاق و مسائل مربوط به حضانت فرزندان و خرجی همسر را مورد بحث قرار می دهم.
محدودیتهای جدید برای بنگاههای کاریابی بینالمللی مانیتوبا
ایالت مانیتوبا که در مقایسه با بریتیش کلمبیا و اُنتاریو تازه واردان کمتری را به خود جذب میکند، در سالهای اخیر سعی و تلاش درخور توجهی را برای جذب مهاجران ونیروهای کار خارجی به کار بسته و کوشیدهاست تا با فراهم نمودن تسهیلات مختلف نرخ مهاجرت به مانیتوبا را افزایش داده و از این طریق نیاز بازار کار محلی به نیروهای جدید را تامین کند. هر چند دولت مانیتوبا تا حد زیادی در این زمینه موفق بوده است ولی ظاهرا تسهیلات مذکور بستر مناسبی را برای سودجویی برخی بنگاههای کاریابی بینالمللی و شیادانی که تحت پوشش "مشاور مهاجرت" مبادرت به دریافت پولهای کلان و دادن تضمینهای بی اساس به متقاضیان میکنند، فراهم کردهاست. دامنه شکایات و اعمال خلاف قانون افراد مذکور دولت مانیتوبا را بر آن داشت که محدودیتهای بیشتری را بر فعالیت بنگاههای کاریابی و مشاوران مهاجرت در این ایالت وضع کند. بر اساس قانون جدید استخدامی (WRAPA) که از ابتدای ماه آوریل امسال و به منظور حمایت از نیروی کار موقت خارجی به اجرا در آمده است، کارفرمایانی که اقدام به استخدام نیروی کار خارجی میکنند باید اطلاعات مربوط به شرکت خود و نیز شغلی که قصد دارند نیروی کار خارجی را برای آن استخدام کنند را در اختیار دولت مانیتوبا قرار داده و همچنین شرکت خود را در اداره استانداردهای استخدامی مانیتوبا به ثبت برسانند. بنگاههای کاریابی یا مشاوران مهاجرتی که نیروهای کار خارجی را به مانیتوبا وارد کرده و آنها را در بازار کار این ایالت به کار میگمارند نیز باید گواهینامه و مجوزهای قانونی لازم را از اداره استانداردهای مانیتوبا کسب کنند. تنها مشاوران مهاجرتی واجد شرایط دریافت گواهینامه مذکور هستند که عضو انجمن مشاوران مهاجرت کانادا (CSIC)، یا عضو یک انجمن حقوقی معتبر فدرال یا ایالتی باشند.
محدودیت مهم دیگری که قانون جدید بر بنگاههای کاریابی و مشاوران مهاجرت مانیتوبا اعمال میکند و برخی انتقادات را نیز به همراه داشته است ممنوعیت دریافت حقالعمل از نیروی کار خارجی است. به عبارت دیگر مشاور مهاجرت یا بنگاه کاریابی که واسطه استخدام نیروی کار خارجی برای کارفرمایی در مانیتوباست حق ندارد هزینه خدمات خود را از نیروی کار طلب کند بلکه باید آن را از کارفرمای ذینفع بگیرد.
مقامات رسمی ایالت معتقدند محدودیتهای جدید حافظ منافع هر دو طرف، نیروهای کار خارجی و ایالت مانیتوباست، اما منتقدان قانون جدید درخواست پول از کارفرما را در شرایط فعلی غیر ممکن دانسته و اظهار میکنند با توجه به شرایط بد اقتصادی و فراوانی نیروهای کار محلی و نیز با در نظر گرفتن این حقیقت که کارفرمایان معمولا تمایل دارند مهاجران تازه وارد را در مشاغلی که نیاز به تخصص چندان بالایی ندارد استخدام کنند، پرداخت پول جهت استخدام نیروی کار خارجی فاقد توجیه اقتصادی برای کارفرمایان است. منتقدان قانون جدید معتقدند که محدودیتهای وضع شده باعث خواهد شد که بسیاری از بنگاههای بینالمللی کاریابی بیزنس خود را به ایالتهای دیگر خصوصا ایالتهای همجواری مانند ساسکاچوان منتقل کنند و این مسئله کاهش نرخ مهاجران ایالت مانیتوبا را در طولانی مدت به دنبال خواهد داشت.
هر چند نباید انتقاداتی از این دست را از نظر دور داشت ولی آنچه مسلم به نظر میرسد این است که کلاهبرداریهای صورت گرفته در مورد نیروهای کار خارجی در مانیتوبا و یا تخلفاتی که در مورد استخدام پرستاران سرخانه (Live-in Caregivers) در ایالتهای مختلف صورت پذیرفته و حساسیتهای عمومی را نیز برانگیخته است، ضرورت اعمال نظارتهای صنفی و قانونی بر کسانی که در زمینه مهاجرت کانادا مشغول به کارند و نیز برخورد قانونی با کلاهبردارانی که فاقد هرگونه مجوز یا صلاحیت حرفهای بوده و تحت پوشش بنگاههای کاریابی بینالمللی و مشاوره مهاجرت مشغول فعالیت هستند را بیش از پیش یادآور میشود و مورد تاکید قرار میدهد. نگارنده این سطور معتقد است انجمنهای صنفی و حرفهای مشاوران مهاجرت همچون CSIC و یا CAPIC میتوانند نقش پررنگ تری را در این زمینه به عهده بگیرند و برخورد فعالتری با موضوعات مهمی از این دست داشته باشند. مدیران و اعضای انجمنهای مذکور توان آن را دارند که با فراهم نمودن بستری مناسب زمینه اخذ تدابیر لازم یا اعمال محدودیتهای احتمالی از سوی نهادهای مدنی و دولتی را فراهم کنند.
محدودیتهای جدید برای ورود به آمریکا
اگر مقیم کانادا هستید و در آینده نزدیک برنامهای برای سفر به آمریکا دارید تاریخ اول ژوئن سال 2009 را به خاطر بسپارید. ازتاریخ مذکور مرحله آخر قانون Western Hemisphere Travel Initiative (WHTI) به اجرا در آمده و محدودیتهای جدیدی بر عبور و مرور از مرزهای آمریکا اعمال میگردد. از سیام ماه می 2009 به بعد گواهی تولد، گواهینامه رانندگی، یا حتی کارت شهروندی از کاناداییهایی که قصد دارند از راه زمینی یا دریایی وارد ایالات متحده امریکا شوند، پذیرفته نمیشود و بر اساس قانون WHIT باید یکی از اسناد زیر توسط مسافر ارائه شود (البته کاناداییهای زیر 15 سال مستثنی بوده و کماکان میتوانند با ارائه گواهی تولد و یا کارت شهروندی کانادا به آمریکا وارد شوند):
پاسپورت
اداره امور بازرگانی بینالملل و روابط خارجی کانادا (DFAIT) پاسپورت را تنها مدرک مسافرتی بینالمللی میداند که در سرتاسر دنیا پذیرفته میشود و کانادایی ها میتوانند به راحتی آن را تهیه کرده و برای سفرهای خارجی خود مورد استفاده قرار دهند. به عبارت دیگر با پاسپورت میتوانید به هرکشوری از جمله ایالات متحده امریکا وارد شوید.
کارت NEXUS
شهروندان و افراد مقیم دائم کانادا یا آمریکا که به طور مکرر از مرزهای کانادا/آمریکا عبور میکنند، میتوانند از مزایای یکی از دوبرنامه ای که اجرای آنها بر عهده اداره خدمات مرزی کانادا (CBSA) و اداره گمرک و حفاظت مرزی آمریکاست، بهره مند شوند. یکی از این برنامهها کارتی به نام NEXUS و برنامه دیگر کارتی به نام کارت FAST را در اختیار متقاضی قرار میدهد . دارندگان کارت NEXUS میتواند از تسهیلات ویژه درهنگام عبور از مرزهای کانادا/آمریکا برخوردار شود. از جمله این تسهیلات میتوان به استفاده از لاین اختصاصی هنگام عبور از مرزهای زمینی و یا بکارگیری کیوسکهای خودکاردر فرودگاه ها که از طریق آنها میتوان تاییدیه عبور را به سرعت دریافت کرد، اشاره نمود. برای اطلاع از نحوه و شرایط درخواست کارت NEXUS میتوانید به وب سایت اداره خدمات مرزی کانادا به آدرس اینترنتی www.cbsa-asfc.gc.ca مراجعه کنید.
کارت FAST
کارت Free Secure Trade یا FAST مزایایی مشابه کارت NEXUS را در اختیار بازرگانان، رانندگان، و کارکنانی که بنا بر نیازهای شغلی لازم است امکان تردد مکرر از مرزهای دو کشور را داشته باشند، قرار میدهد. برای اطلاع از نحوه و شرایط دریافت این کارت نیز میتوانید به آدرس اینترنتی اداره خدمات مرزی کانادا مراجعه کنید.
کارت EDL و کارت EIC
کارت EDL نیز از جمله اسناد و مدارکی است که بر اساس قانون WHIT در پایانهها و مبادی مرزی کانادا/آمریکا مورد قبول است. اگر مکرراً از مرزهای زمینی یا دریایی کانادا/آمریکا عبور میکنید، تهیه Enhanced Drivers' License، که درواقع نوعی گواهینامه رانندگی ویژه است، را به شما توصیه میکنم. هنگامی که کارت EDL در مبادی ورودی مرزی توسط دستگاه مخصوص خوانده میشود، سیگنالی توسط تراشه الکترونیکی تعبیه شده درکارت به کامپیوتر افسر گمرک منتقل میشود و از این طریق امکان دسترسی سریع مامور مربوطه به اطلاعات شخصی دارنده کارت فراهم میگردد. کارت مشابهی که تمام مزایای کارت EDL را در اختیار کسانی که رانندگی نمیکنند قرار میدهد کارت EIC یا Enhanced Identification Card نام دارد. این کارتها که اندازهای مشابه کارت گواهینامه رانندگی دارند در پایانه های مرزی زمینی یا دریایی امریکا/کانادا پذیرفته شده و همچون پاسپورت امکان ورود به این کشورها را برای دارنده فراهم میکنند. ایالتهای بریتیش کلمبیا، مانیتوبا، کِبک، و اُنتاریو اخیرا صدور کارت EDL را آغاز کردهاند و در حال حاضر درخواست صدور کارت در این ایالتها از متقاضیان پذیرفته میشود. ساکنین اُنتاریو میتوانند برای درخواست هریک از این کارتها به نزدیکترین اداراه ServiceOntario مراجعه کنند.
عدم کاهش تعداد مهاجران کانادا در سال 2009
هر چند وزیر مهاجرت کانادا، جیسن کِنی، در اوایل سال جاری اعلام کرده بود که ممکن است دولت کم کردن شمار مهاجران در سال 2009 را به عنوان یکی از راههای کاهش تاثیر بحران اقتصادی جهان بر کانادا و کاهش نرخ روبه تزاید بیکاری در این کشور مدنظر قرار دهد، ظاهرا ملاقاتی که ایشان در اواخر ماه مارس با همتایان ایالتی خود داشته و نیز تحقیقات و بررسیهای انجام شده در مورد تقاضای بازار کار ایالتها و نواحی مختلف کشور که همچنان نیاز روزافزون کانادا به نیروهای کار تازه را مورد تاکید قرار میدهند، وی را بر آن داشت که عدم کاهش شمار مهاجران در سال جاری را اعلام نماید و برنامه ریزی دولت جهت پذیرش حدودا ٢۵٠ هزار مهاجر جدید در سال 2009 را مورد اشاره قرار دهد.
جیسن کِنی در اظهار نظری تازه بیان کرد که "کانادا در طولانی مدت با کمبود نیروی کار مواجه است، بنابراین دولت کاهش نرخ مهاجرت به شکل موقت و افزایش مجدد آن در آینده را به صلاح نمیداند". وی در ادامه افزود تنها ایالتهای آلبرتا و بریتیش کلمبیا در پنج سال آینده به ۶٠٠ هزار نیروی کار خارجی نیاز دارند و با توجه به کمبود نیروی کار در برخی مناطق، مشاغل، و صنایع مشخص بدترین کاری که دولت ممکن است در شرایط اقتصادی فعلی انجام دهد محروم نمودن کارفرماهای کانادایی از در اختیار داشتن نیروی انسانی مورد نیازشان است. استفان هارپر، نخست وزیر کانادا، نیز در این راستا تصریح کردهاست که "ما هیچ برنامهای برای کاهش مهاجران کانادا، در طول رکود اقتصادی و تحت هر شرایطی، نداریم".
از طرف دیگر بررسیهای آماری انجام شده در مورد نرخ جمعیت کانادا و متوسط عمر و امید به زندگی کاناداییها نشان میدهد که جمعیت کاناداییهای ٧٠ تا ٨٩ ساله تا سال 2035 دوبرابر شده و حدودا به ۶/۵ میلیون نفر خواهد رسید که به معنی افزایش بازنشستگان و کاهش ۵٨ درصدی نیروی کار تا آن زمان است. بنابراین منطقی به نظر میرسد که دولت کانادا همواره گزینه مهاجرت را به عنوان راه حلی جهت جبران کمبود نیروی کار مورد نیاز مد نظر داشته باشد.
با تمام این احوالات آنچه که مسلم به نظر میرسد این است که حتی اگر کاهش شمار مهاجران در حال حاضر در برنامه دولت وجود نداشته باشد، تغییر شرایط و نیازمندیهای گروههای مختلف مهاجرتی برپایه تقاضا و نیاز بازار کار کانادا در مناطق و مشاغل مختلف، در دستور کار وزارت مهاجرت کانادا قرار دارد. به عنوان شاهد این مدعا میتوان تغییر نیازمندیهای گروه مهاجرتی نیروی کار متخصص (skilled workers) و تقلیل مشاغل مورد نیاز و واجد شرایط این گروه به فهرستی با 38 شغل و نیز تغییرفهرست مشاغل واجد شرایط "دارندگان ویزای کار موقت آمریکا" در برنامه مهاجرتی انتخاب استانی آلبرتا (Alberta Immigration Nominee Program) را مورد اشاره قرار داد.
بنابراین مهمترین توصیه من به عنوان مشاور مهاجرت کانادا به عزیزانی که قصد مهاجرت به کانادا را داشته و در حال حاضر واجد شرایط یکی از گروههای مهاجرتی فدرال یا استانی هستند، این است که تقاضای خود را هرچه زودتر فایل کنند تا تغییرات احتمالی قوانین مهاجرتی مانع تحقق برنامه هایشان نشود.
با توجه به تغییرات جدید گروه مهاجرتیِ نیروهای کار متخصص، اداره مهاجرت کانادا رسیدگی به تقاضای مهاجرت افرادی که عنوان شغلی آنها در فهرست ٣٨ شغل مورد نیاز کانادا قرار دارد و نیز کسانی که پیشنهاد کار تایید شدهای از یک کارفرمای کانادایی داشته یا حداقل به مدت یک سال به صورت قانونی در کانادا اقامت کردهاند را در الویت قرار داده و قرار است که ظرف ۶ ماه تا یک سال نتیجه بررسی و تصمیم افسر ویزا در مورد پرونده آنها را اعلام کند.
رکود اقتصادی حاکم بر جهان که اقتصاد کانادا را نیز کمابیش تحت تاثیر قرار داده است اهمیت جذب کارآفرینان و سرمایهگذاران را برجستهترکرده و به خصوص سرمایهگذارانی که تجربه مدیریتی (دولتی یا خصوصی) دارند از شانس بالایی جهت مهاجرت به کانادا از طریق گروههای مهاجرت تجاری فدرال و ایالتی برخوردارند. دولت کانادا به خوبی اهمیت جذب سرمایهگذاران و کارآفرینان را درک کرده و تلاش میکند زمینه جذب هر چه سریعتر این افراد را فراهم کند.
سالمترین شهر کانادا
اکثر کسانی که به کانادا مهاجرت میکنند یکی از کلانشهرهای تورنتو، ونکوور، و یا مونترال را برای سکونت برمیگزینند. براساس آمار موجود بیش از 70 درصد از یک میلیون و یکصد هزار مهاجری که از سال 2001 تا سال 2006 به کانادا وارد شدهاند در یکی از شهرهای مذکور سکنی گزیدهاند و تنها 28 درصد در شهرهای کوچکتر را برای اقامت انتخاب کردهاند. آیا شیوه زندگی در کلانشهرها و نیز وضعیت سلامت ساکنان آن میتواند تاثیری، هر چند غیر مستقیم، بر زندگی این افراد داشته باشد؟ آیا میتوان از مزایای زندگی در کلانشهرها بهره برد و در عین حال از مضرات آن در امان بود؟
اخیرا "Best Health Magazine" بیست شهر کانادا را به لحاظ وضعیت سلامتی آنها و با مد نظر قرار دادن فاکتورهای مختلف رتبه بندی کرده است. در این رتبهبندی شهرهای غربی کانادا در مجموع و در تمامی فاکتورها، بجز فاکتور استرس، از وضعیت بهتری نسبت به شهرهای شرقی این کشور برخوردارند. شهر ونکوور که با توجه به رتبهبندیهای قبلی یکی از سالمترین شهرهای کانادا به شمار میرفته است در این رتبهبندی نیز ضمن ارتقا وضعیت خود همچنان جایگاه اول را در اختیار دارد. تورنتو، به لحاظ پایینترین نرخ چاقی و اضافه وزن، درست بعد از ونکوور رتبه دوم را به خود اختصاص داده است ولی از نظر زمانی که ساکنان به اوقات فراغت و تفریحات اختصاص میدهند وضع مناسبی ندارد و با اختصاص رتبه نوزدهم تنها از شهر مونکتون (Moncton) در ایالت نیوبرونزویک بالاتر است. تورنتو از این لحاظ حتی از شهر کوچک سامرساید (Summerside) در ایالت پرنس ادوارد آیلند نیز جایگاه پایینتری دارد. از نظر فاکتورهایی چون مصرف میوه و سبزیجات، پایینترین نرخ استرس، و فشار خون نرمال تورنتو جایگاه میانهای را در فهرست رتبهبندی به خود اختصاص دادهاست.
صرفنظر از تاثیری که ممکن است زندگی در شهرهای بزرگ بر روی ساکنان آنها داشته باشد هرکسی خودش مسئول حفظ و ارتقا سلامتی خویش است. میتوان با کمی برنامهریزی و با اتخاذ یک رژیم غذایی سالم که بر مصرف میوه و سبزیجات تازه و پرهیز از خوردن غذاهای آماده تاکید دارد و نیز با اختصاص ساعاتی از هفته به ورزش و فعالیتهای تفریحی مضرات زندگی در کلان شهرهایی مثل تورنتو را به حداقل رسانده و از مزایای آن بیشترین بهره را برد.
تغییرات جدید قانون شهروندی کانادا
شهروندان کانادایی بسیار زیادی در خارج از مرزهای این کشور زندگی میکنند و تعداد فراوانی از آنها علیرغم اینکه هیچ تمایلی جهت بازگشت به کانادا ندارند، از تمام مزایای تابعیت کانادا بهرهمندند. دولت کانادا در جنگ اخیر لبنان بودجه قابل توجهای را صرف تخلیه لبنانی-کاناداییهایی کرد که پس از مهاجرت به کانادا و اخذ تابعیت این کشور به کشور مادری خود بازگشته و در لبنان زندگی میکردند. این پدیده که اصطلاحا "Citizenship Shopping" نامیده میشود توسط بخشی از قانون جدید شهروندی کانادا که از چند روز پیش (هفدهم آوریل سال 2009) لازمالاجراست مدنظر قرار گرفته است.
این قانون محدودیتهایی را بر تابعیت نسلی از کاناداییهایی که در خارج از کانادا به دنیا میآیند اعمال میکند. از این پس فرزندان کاناداییهایی که در خارج از کانادا به دنیا میآیند خود به خود تابعیت کانادا را کسب نمیکنند مگر اینکه:
- یکی از والدین آنها در کانادا متولد شده باشد؛ یا
- یکی از والدین آنها به واسطه مهاجرت به کانادا و اقامت در این کشور شهروندی کانادا را اخذ کرده باشد
به عبارت دقیقتر اگر والدین کانادایی کودکی که در خارج از کانادا به دنیا میآید شهروندی کانادا را تنها به واسطه کانادایی بودن پدر و مادر خود کسب کرده باشند ( در کانادا متولد نشده باشند یا شهروندی کانادا را با مهاجرت به این کشور و سکونت در آن کسب نکرده باشند)، کودکشان شهروند کانادا محسوب نمیگردد. لازم به ذکر است که این قانون عطف به ما سبق نمیشود و تمام کسانی که در تاریخ 16 آوریل 2009 تابعیت کانادا را داشتهاند این وضعیت حقوقی را همچنان حفظ خواهند کرد.
قانون جدید در پی ایجاد ارتباط ملموس تر و واقعی تر نسل جدید کاناداییها با کشورشان و افزودن بر ارزش امتیاز تابعیت این کشور است.
فهرست NOC
اگر قصد مهاجرت به کانادا را داشته و مطالبی که در وبسایتها، وبلاگها و مجلات مختلف در این زمینه منتشر میشود را پیگیری کنید حتما با ارجاعات زیادی که به فهرست NOC و به طور مشخص سطوح مهارتی 0، A، و B شده است مواجه شده و شاید این سوال براتون پیش اومده باشه که اصلا این جدول NOC چیه و به چه دردی میخوره؟
NOC که مخفف National Occupational Classification یا اگه بخوام دقیقتر بگم Canadian National Ocupational Classification است در واقع نوعی متد و چارچوب استاندارد برای دسته بندی عناوین شغلی موجود در بازار کار کاناداست که در سطح ملی پذیرفته شده و در حال حاضر بیش از 30,000 عنوان شغلی رو در بیش از 520 گروه در برمیگیره. این فهرست برای گردآوری و دستهبندی آمارهای شغلی و تدارک و تبادل اطلاعات بازار کار کانادا مورد استفاده قرار میگیره و هر چند سال یکبار به روز ومشاغل جدیدی به اون اضافه میشه. دو معیار اصلی که بر اساس اونها مشاغل در این فهرست دسته بندی شدهاند یکی نوع مهارت (skill type) و دومی سطح مهارت (skill level) است. سطح مهارت معممولا بر اساس میزان و نوع تحصیلات و آموزشهای مورد نیاز برای انجام شغل مورد نظر تعریف میشه و به طور کلی چهار سطح مهارتی در NOC تعریف شده که عبارتند از:
A: مشاغلی که به مدرک دانشگاهی (لیسانس، فوق لیسانس، و دکتری) نیاز دارند
B: مشاغلی که نیاز به دو تا سه سال تحصیل در کالجها یا آموزشگاههای فنی حرفهای؛ یا دو تا پنج سال کارآموزی؛ و یا سه تا چهار سال آموزش دبیرستانی و بیش از دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری دارند
C: مشاغلی که به یک تا چهار سال آموزش دبیرستانی، یا تا دو سال آموزش حین کار و تجربه کاری نیاز دارند
D: مشاغلی که برای انجام آنها تحصیلات و آموزش خاصی مورد نیاز نیست
نوع مهارت بر اساس شرح وظایف و نوع کار تعریف میشه. در NOC مشاغل به 10 نوع کلی تقسیم شده اند که عبارتند از: نوع 0 برای مشاغل مدیریتی؛ نوع 1 برای مشاغل بیزنسی و مالی؛ نوع 2 برای مشاغل مرتبط با علوم طبیعی و کاربردی؛ 3 برای مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی؛ 4 برای علوم و خدمات اجتماعی، مشاغل آموزشی، مشاغل دولتی و مذهبی؛ 5 جهت مشاغل هنری، فرهنگی و ورزشی؛ 6 برای فروش و مشاغل خدماتی؛ 7 جهت حرفهها و مشاغل فنی و کاربران و رانندگان وسایل نقلیه و ماشینآلات سنگین؛ 8 برای مشاغل سرپرستی و کاربری ماشینآلات موجود در صنایع مرتبط با منابع طبیعی مثل معدن، نفت و گاز، الوار و جنگلداری؛ و بالاخره 9 جهت مشاغل سرپرستی و کاربری ماشینآلات صنایع تولیدی. شرح وظایف و پیشنیازهای هر شغل در فهرست NOC به تفصیل بیان و به هر عنوان شغلی در این فهرست یک کد چهار رقمی اختصاص داده شده است. برای مثال به عنوان شغلی دندانپزشک کد چهار رقمی 3113 اختصاص داده شده. اولین رقم هر کد نشانگر نوع مهارت مورد نیاز شغل است و دومین رقم سطح مهارت مورد نیاز را مشخص میکند (عدد 1 برای سطح A، 2 یا 3 برای سطح B، 4 یا 5 برای سطح C، و عدد 6 برای سطحD). برای مثال کد 3113 نشانگر شغلی با نوع مهارت 3 (مشاغل و خدمات درمانی و بهداشتی) و سطح مهارت A (مشاغلی که نیاز به تحصیلات دانشگاهی و مدرک لیسانس، فوق لیسانس یا دکتری دارند) است. بنابراین وقتی که مثلا عنوان میشه برای اینکه واجد شرایط استفاده از گروه مهاجرتی تجربه کانادایی (CEC) جهت مهاجرت به کانادا باشید باید عنوان شغلیتان در فهرست NOC از نوع 0 یا در یکی از سطوح مهارتی A یا B باشد، به این معنی است که باید اولین رقم کد شغلی که در فرم تقاضا به عنوان شغل خود مشخص کردهاید عدد صفر و یا دومین رقم این کد یکی از اعداد 1، 2، و یا 3 باشد. جزییات بیشتری در رابطه با کدبندی مشاغل وجود داره که میتونید در اینجا ببینید و همچنین میتونید کدهای اختصاص داده شده به شغلهای مختلف رو از این طریق جستجو کنید.
تمدید اجازه تحصیل به صورت آنلاین
اگر به عنوان دانشجوی خارجی در دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کانادا مشغول به تحصیل هستید از این پس میتوانید اجازه تحصیل خود را به صورت آنلاین تمدید کنید.
از ماه ژوئن سال 2008 که پروژه صدور اجازه کار خارج از پردیس دانشگاه (off-campus work permit) به طور آزمایشی به مرحله اجرا در آمد تا کنون بیش از 6000 دانشجوی خارجی برای اخذ مجوز کار خارج از پردیس به صورت آنلاین اقدام کردهاند و هم اکنون دانشجویان خارجی بیش از 200 موسسه آموزش عالی کانادا میتوانند برای دریافت مجوز کار به صورت آنلاین اقدام کنند. با گسترش این سرویس از این پس این دانشجویان میتوانند با اجازه تحصیل خود را نیز به صورت آنلاین تمدید کنند.
این خدمات که همگی از طریق امکان e-service وب سایت اداره شهروندی و مهاجرت کانادا قابل دسترسی بوده و نهایت دقت جهت حفظ اطلاعات کاربران صورت گرفتهاست. دانشجویان خارجی مشغول به تحصیل در کانادا میتوانند از اینجا به این خدمات دسترسی داشته باشند و برای دریافت اجازه کار و تمدید اجازه تحصیل خود اقدام کنند.
فارغ التحصیلان خارجی دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کانادا در صورتی که سابقه کار در کانادا را داشته باشند میتوانند با استفاده از گروه مهاجرتی جدید تجربه کانادایی ( Canadian Experience Class) اقامت دائم کانادا را کسب کنند.
راهنمای جدید آنلاین برای مهاجران تازه وارد
دفتر FCRO که تحت نظر وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا و به منظور کمک به موفقیت متخصصان و نیروهای کار آموزشدیده خارجی و جذب هر چه سریعتر آنها در بازار کار کانادا فعالیت میکند، اخیرا کتابچهای به نام "Planning to work in Canada? An essential workbook for newcomers" را منتشر و به رایگان در اختیار عموم قرار داده است که حاوی مطالب کاربردی و مفیدی است که مهاجر تازه وارد را به صورت گام به گام با نحوه زندگی و کاریابی در کانادا آشنا میکند. اطلاعات ارائه شده در کتابچه مذکور مواردی از قبیل:
- زندگی درکانادا و اطلاعات مربوط به سازمانهایی که برای کمک به مهاجران تازه وارد تاسیس شدهاند
- اهمیت دانستن یکی از دو زبان رسمی کانادا
- کاریابی در کانادا شامل توضیحاتی در مورد مشاغل non-regulated و regulated کانادا، نحوه یافتن فرصتهای شغل، و مراحل دریافت لایسنسها و گواهینامههای حرفهای
- اهمیت گردآوری و ارائه مدارک و سوابق شغلی
- گواهینامهها و مدارک تحصیلی کانادایی و نحوه ارزیابی مدارک تحصیلی اخذ شده در سایر کشور
را شامل میشود.
این کتابچه که میتوانید آن را از اینجا دانلود کنید حاصل یکی از صدها طرح و برنامهای است که دولت کانادا به منظور کمک به نیروهای متخصص مهاجر جهت جذب در بازار کار کانادا تدارک دیدهاست. به عبارت دقیقتر براساس مصوبهای که اخیرا تصویب و توسط وزرای وزارت توسعه نیروی انسانی و مهارتها (HRSDC) و وزارت شهروندی و مهاجرت کانادا اعلام شد، دولت کانادا طی دو سال مبلغ 50 میلیون دلار برای حمایت از نیروهای آموزشدیده و تسریع در ارزشیابی و ارزیابی مدارک و گواهینامههای فنی و تحصیلی آنها سرمایهگذاری میکند و وزارت کار کانادا موظف است تا سپتامبر سال 2009 چارچوب کاری مورد نیاز را آماده کند.
اگر به به تازگی به کانادا آمدهاید یا قصد دارید در آینده نزدیک به این کشور مهاجرت کنید توصیه میکنم راهنمای مذکور را دانلود و آن را مطالعه کنید.
حرف اول
مهاجرت یکی از مهمترین تصمیماتی است که ممکن است در زندگی خود بگیرید. فرایند درخواست و اخذ ویزا، اقامت در جامعه ای ناشناخته، یافتن کاری تازه، و نهایتا شروع یک زندگی کاملا جدید، همگی می توانند چالشزا و مشکل آفرین باشند. بنابراین برنامهریزی دقیق، کسب آمادگی و آگاهی فراوان، و دراختیار داشتن ابزار لازم جهت مواجه هوشمندانه و درست با این چالشها و رفع موانع و مشکلات احتمالی برای شخصی که مهاجرت و زندگی در کشور جدیدی را برگزیده است، حیاتی است.
به نظر من ریشه بسیاری از مشکلاتی که مهاجران تازهوارد به کانادا و یا حتی کسانی که سالها در کانادا زندگی کردهاند با آن مواجهاند را میتوان در یک عبارت خلاصه کرد: " مهاجرت با چشمان بسته!". همانگونه که حدس میزنید مهاجرت با چشمان بسته یعنی مهاجرت بدون برنامهریزی، بدون کسب آمادگی، و بدون داشتن تخمین درست از اوضاع و شرایط جهان و کشور مقصد. اذعان میکنید که این نوع مهاجرت مثل تمام کارهای باری به هر جهت طبیعتا نمیتواند و نباید پیآمدهای مناسب و خوشایندی داشته باشد. در این وبلاگ سعی میکنم اطلاعات و دانستنیهای کاربردی و مورد نیاز هموطنان ایرانی و دیگر مهاجران فارسی زبان کانادا و نیز آخرین اخبار و تازههای مهاجرت کانادا را در اختیار علاقهمندان قرار دهم. باشد که بتوانم در حد بضاعت خود موجبات موفقیت هر چه بیشتر مهاجران مقیم کانادا و کسانی که قصد مهاجرت به این کشور دارند را فراهم کنم. نکته قابل ذکری که لازم دیدم در پایان به آن اشاره کنم این است که هدف این وبلاگ به هیچ عنوان ایجاد انگیزه در افراد برای مهاجرت به کانادا یا برجسته کردن جذابیتهای زندگی در این کشور نیست و مطالب این وبلاگ برای کسانی منتشر میشود که قبلا تصمیم خود برای مهاجرت به کانادا را گرفتهاند.
بسیار خوشحال میشوم که نظرات شما بازدیدکننده عزیز رو در انتهای پستهام داشته باشم و اگر بتونم به سوالات احتمالی پاسخ بدم.

